
هرسال در دومین جمعه مهر ماه، اهالی شهر کاشان و روستاهای اطراف، درمشهد اردهال جمع می شوند تا در مراسمی با نام قالی شویان که نمادی از شستن خون سلطان علی بن محمد باقر است، شرکت کنند. آنها در این مراسم، چوبهایی را در دست دارند که با آن قالی را در چشمه می شورند و به صحن حرم باز می گردانند. بقیه در ادامه مطلب

آنها معتقدند که این ستاره به نام مایرا به آنها کمک خواهد کرد بفهمند یک ستاره هنگام روبرو شدن با سرنوشت نهایی خود چه چیزی را تجربه می کند. مارک سیبرت، منجم رصدخانه های کارنِگی در شهر پاسادینا در جنوب کالیفرنیا و از نویسندگان مقاله ای که در نشریه "نیچر" چاپ شده است گفت: "این یک پدیده کاملا تازه برای ماست، و ما هنوز در تلاشیم فیزیک این پدیده را درک کنیم."


در پی اعلام تئوری جدیدی در مورد تابلوی معروف داوینچی، میلیونها نفر از سراسر دنیا برای دریافت اطلاعات بیشتر به اینترنت هجوم آوردند.
وبسایتهای leonardodavinci.tv ، codicedavinci.tv, cenacolo. biz و leonardo2007.com پس از آنکه بازدید کننده هایشان از ۱۵ میلیون نفر گذشت از ارائه سرویس باز ماندند.
Slavisa Pesci، یک متخصص امور کامپیوتری پس از ترکیب تابلوی شام آخر با تصویر آیینه ای ( mirror image) آن تصویر جدیدی را تولید کرد.
در این تصویر زنی در سمت چپ حضرت عیسی قرار دارد که ظاهرا نوزادی را در آغوش دارد. همچنین در روبروی حضرت عیسی در تصویر جدید یک جام مشاهده می شود.


تاریخچه عَلَم
نگارههای علم
علمهای موجود در آرامگاهها
علامت زرکوب فولادی
علمهای چوبی
اصطلاحات عَلم

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند . نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت :" میلیون ها ستاره می بینم ".هلمز گفت: " چه نتیجه ای می گیری؟ ". واتسون گفت : "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: " واتسون ! تو احمقی بیش نیستی ! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند. (منبع)
یک زن ماهیگیر در مالزی یک نوع کوسه صید کرده است که دارای اندامی به شکل پا می باشد. بنا بر گفته اساتید دانشگاه USM در مالزی این اولین بار است که این گونه ماهی در آبهای مالزی یافت شده است. این امکان وجود دارد که این ماهی از جای دیگری به آبهای مالزی آمده باشد. وزن این ماهی ۱.۷ کیلوگرم می باشد. ( منبع )


شش روز قبل از رحلت سمرى، توقيعى از سوى امام دوازدهم (عج) صادر شد كه در آن توقيع، صاحب الامر عليه السلام مرگ نايب چهارم را پيشگويى و زمان مرگ او را نيز تعيين كرده بود. متن توقيع نمايانگر پايان غيبت صغرى و انقطاع نيابت خاصه و آغاز غيبت كبرى و نيابت عامه مىباشد.
اين توقيع در بسيارى از كتابهاى حديثى با اختلاف اندكى آمده است، اين توقيع شريف در اینجا از كتاب احتجاج مرحوم طبرسى كه مشتمل بر مقدمهاى هم هست، نقل شده است.
مرحوم طبرسى مىنويسد: «دربانان و سفرايى (يعنى: نواب) كه در غيبت صغرى مدح بسيارى از آن شده و مورد رضايت امام زمان عليه السلام بودند، نخستين آنها شيخ موثق ابوعمر و عثمان بن سعيد عمرى است كه ابتداء امام هادى او را به اين سمت منصوب و سپس فرزندش امام حسن عسكرى عليه السلام او را ابقاء نمود، و آن مرد بزرگ هم، كارهاى آن دو امام را در زمان حيات آنها به عهده گرفت و بعد از آن دو بزرگوار، قيام به انجام كارهاى امام زمان عليه السلام نمود؛ توقيعات و جواب مسائل شيعيان هم، به دست او صادر مىگشت. زمانى كه عثمان بن سعيد به جوار حق پيوست، فرزندش محمدبن عثمان به جاى وى نشست، و رسيدگى به همه كارهاى او را به عهده گرفت. وقتى او هم وفات يافت، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى جانشين وى گرديد، و بعد از درگذشت وى ابوالحسن على بن محمد سمرى به جاى او نشست. هيچ يك از اينان، بدين منصب بزرگ نرسيدند؛ مگر اين كه قبلاً از طرف صاحب الامر عليه السلام فرمان انتصاب آنها صادر مىگشت و شخص قبل از او، جانشين خود را تعيين مىنمود؛ شيعيان هم تا معجزه حضرت صاحب الامر عليه السلام را كه دليل بر راستگويى و صحت نيابت آنها بود، از آنان آشكار نمىشد، گفتارشان را نمىپذيرفتند.
هنگامى كه زمان رحلت ابوالحسن سمرى فرا رسيد و مرگ وى نزديك گرديد، به وى گفتند: چه كسى را جانشين خودتان قرار مىدهيد؟ او در جواب، توقيعى درآورد و به مردم نشان داد، كه متن آن بدين گونه است: (1)
بسم الله الرحمن الرحيم
«يا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانك فيك، فانك ميت ما بينك و بين ستة ايام، فاجمع امرك و لاتوص الى احد فيقوم مقامك بعد وفاتك، فقد وقعت الغيبة التامة (2) فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذكره، و ذلك بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً.
و سيأتى الى شيعتى(3) من يدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفيانى و الصيحة فهو كذاب مفتر، ولا حول ولا قول الا بالله العلى العلى العظيم. فنسخوا هذا التوقيع و خرجوا، فلما كان اليوم السادس عادوا اليه و هو يجود بنفسه فقال له بعض الناس: من وصيك من بعدك؟
فقال: لله امر هو بالعه، و قضى فهذا آخر كلام سمع منه (ره). »(4)
«اى على بن محمد سمرى خداوند پاداش برادران دينى تو را در مصيبت مرگ تو بزرگ دارد، تو از اكنون تا شش روز ديگر خواهى مرد، پس امر (حساب و كتاب) خود را جمع و جور كن، و درباره نيابت و وكالت به هيچ كس وصيت مكن تا به جاى تو بنشيند؛ زيرا غيبت كامل فرا رسيده است، ديگر تا آن روزى كه خداى تبارك و تعالى بخواهد، ظهورى نخواهد بود و آن پس از مدت درازى خواهد بود كه دلها را سختى و قساوت فرا گيرد و زمين از ستم و بيداد پر گردد. به زودى از شيعيان من ادعاى مشاهده خواهند كرد، بدان هر كس كه پيش از خروج سفيانى و بر آمدن صيحه و بانگى از آسمان، ادعاى ديدن من را نمايد، دروغگو و تهمت زننده است. قدرت و توانايى از آن خداوند بلند پايه بزرگ است و بس .
(حضار) از توقيع شريف نسخه برداشته و از نزد او بيرون رفتند و چون روز ششم شد، به سوى او بازگشتند، و ديدند نزديك است جان به جان آفرين تسليم كند، به وى گفتند: جانشين شما كيست؟ فرمود: خدا را مشيتى است كه خود انجام خواهد داد. اين مطلب را گفت و درگذشت، و آخرين سخنى كه از او شنيده شد، همين بود. خداوند متعال او را رحمت كند.»
پىنوشتها:
1- مرحوم شيخ صدوق در «كمال الدين» سند اين توقيع را چنين بيان مىكند: «حدثنا ابومحمد الحسن بن احمد المكتب قال: كنت بمدينة السلام فى السنة التى توفى فيها الشيخ على بن محمد السمرى قدس الله روحه فحضرته قبل و فاته بايامم فاخرج الى الناس توقيعاً نسخته... »: شيخ صدوق روايت مىكند كه احمدبن حسن مكتب مىگفت: «در همان سالى كه شيخ ابوالحسن على بن محمد سمرى قدس سره وفات يافت، من در بغداد بودم، چند روز پيش از رحلتش به خدمت وى رسيدم، آن بزرگوار توقيعى كه از ناحيه مقدسه صادر شده بود، به اين عبارت براى مردم خواند... (كمال الدين ، ج 2، ص 516، حديث 44)
2- در كمال الدين، «الغيبة الثانيه» آمده است. (كمال الدين ، ج 2، ص 516، حديث 44)
3- در الغيبة و كمال الدين «و سيأتى شيعتى» آمده است (الغيبة، ص 395، كمال الدين، ص 516)
4- الاحتجاج، ج 2، ص 478/ كمال الدين، ح 2، ص 516، حديث 44 / الغيبة، ص 395، حديث 365/ بحارالانوار، ج 51، ص 360، حديث 7 و ج 2، ص 151، حديث 1، و ج 53، ص 318/ اعلام الورى، ص 417/ الخرايج، ص .1129/ عقيدة الشيعه، ص 48 و...
برگرفته از زندگانى نواب خاص امام زمان (عج)، ص 121 - 311.
میدانیم که نظریههایی مثل ابر ریسمان جهان را با ابعاد بیشتر از 3 بعد میدانند. اما یک جهان 4بعدی چگونه خواهد بود؟ منظور از بعد چهارم زمان نیست بلکه بعدی فیزیکی است که بر سه بعد ما عمود است. برای درک بهتر این بعد بهتر است بعد سوم را با بعد دوم مقایسه کنیم.


Tesseract جسمی است که به عنوان یک مکعب چهار بعدی شناخته می شود.
با این کار ما میتوانیم رابطه این دو را به رابطه بعد سوم و چهارم تعمیم دهیم. خوب ما میدانیم که یک کاغذ دو بعد دارد (از ضخامت صرف نظر کنید) :طول و عرض ما میتوانیم این دو خط را در کاغذ بر هم عمود رسم کنیم اما آیا میتوانید خط سومی هم روی کاغذ عمود بر ان دو رسم کنید؟ نه برای رسم این خط ما به بعد سوم نیاز داریم.
در مورد بعد چهارم هم همینطور است: بعدی که میتوان از ان خطی بر مکعب عمود کرد. به بعد دوم بر میگردیم. بیاید حیاتی را در بعد دوم در نظر بگیریم در این جهان دو بعدی موجوداتی زندگی میکنند: مربعها مثلثها چند ضلعیها و دایره. حالا سراغ مربع میرویم. این موجود اطرافیان و اجسام را به صورت خط میبیند دقت کنید خود ما هم اطراف خود را دو بعدی میبینیم (مضحک به نظر میرسد!) ولی خیلی ساده دوری و نزدیکی را درک میکنیم.
![]()
تصویری از یک Hypercube
او چه خواهد دید؟ او اول یک نقطه میبیند که از هیچ به وجود آمده و هر لحظه به قطر آن افزوده و سپس کم و ناپدید میشود! پس اگر یک کره چهار بعدی در جهان ما بیفتد ما یک نقطه میبینیم که به یک کره تبدیل میشود و سپس هر لحظه بزرگتر میشود. سپس کوچک و نا پدید میشود!
![]()
سفر در زمان
نیوتن فکر میکرد که زمان چیز است که در همهی عالم یکسان است. یعنی ساعت روی دست شما و ساعتی که در فلان ستاره است یک جور کار میکند. اما انیشتین این موضوع را تغییر داد. او گفت که برای اینکه معادلات فیزیک در دنیا صادق باشند (هم روی زمین و هم در فلان ستاره) باید طوری بشود که ساعتها در دنیا تفاوت کنند. یعنی زمان حول و حوش ستارهای که خیلی سنگین است، خیلی تندتر بگذرد و روی یک ستارهی سبک زمان باید کندتر بگذرد. پس در جایی که هیچ جرمی نیست (مثل فضای بین ستاره ها) زمان خیلی خیلی کند جلو میرود. نه اینکه ساعتتان خراب باشد. یعنی اینکه اگر با ساعت خود به آنجا برویم چیزی از کندی زمان نمیفهمیم. اما اگر کسی از زمین بتواند ساعت ما را بخواند میفهمد که ساعت ما مثل وقتی که روی زمین بود کار نمیکند.
و در آخر اینکه هر چقدر سرعت بیشتر باشد زمان دیرتر میگذرد یعنی اگر به سرعت نور برسیم گذشت زمان صفر میشود و اگر بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم زمان به عقب بر میگرد.