
جايزه نوبل شيمي 2007 به «گرهارد ارتل» آلماني اهدا شد. وي در زمينه شيمي سطح پژوهش هاي بسياري انجام داد. شيمي سطح يکي از شاخه هاي مهم شيمي صنعتي است و در آن فرآيندهاي بسيار گوناگوني مانند زنگ زدن آهن، کارکرد سلول هاي سوختي و چگونگي کار کاتاليزگرها در اگزوز خودروها بررسي مي شود. واکنش هاي شيميايي انجام شده در سطح کاتاليزگر ها نقش بسيار مهمي در بسياري از عمليات صنعتي (مانند توليد کودهاي مصنوعي) دارد. علاوه بر اين شيمي حتي مي تواند فرآيند تخريب لايه ازن را نيز توضيح دهد، زيرا يکي از مهمترين مراحل اين واکنش روي سطح بلورهاي کوچک يخ موجود در جو روي مي دهد. گرهارد ارتل يکي از نخستين کساني بود که توانايي هاي اين فن تازه را دريافت.
وي گام به گام روش هايي را براي دانش نوخاسته شيمي سطح ابداع کرد و نشان داد که چگونه مي توان فرآيندهاي آزمايشي گوناگوني را به کار برد و تصويري کامل از واکنش هاي شيميايي ارائه کرد.اين شاخه از شيمي به ابزارهاي آزمايشگاهي پيشرفته خلاء شديد نياز دارد. براي مثال اگر بخواهيم ببينيم يک لايه خاص از اتم ها و مولکول ها در سطح بسيار خالص يک فلز چگونه رفتار مي کنند، به چنين ابزارهايي نيازمنديم. بنابراين با دقت مي توان مشخص کرد چه عنصري جذب سيستم شده است. وجود آلودگي ها به شدت اندازه گيري ها را مختل مي کند.
براي به دست آوردن تصوير کاملي از واکنش نيازمند دقت بسيار و استفاده از روش هاي گوناگون آزمايشي هستيم.گرهار د ارتل يک موسسه آزمايشگاهي تاسيس کرد و نشان داد چگونه مي توان در اين حوزه پژوهشي دشوار به نتيجه هاي قابل اعتمادي دست يافت.بينش وي اساس علمي شيمي سطح نوين را فراهم آورد؛ روش شناسي وي هم در پژوهش هاي دانشگاهي به کار رفت و هم در پيشرفت صنعتي فرآيندهاي شيميايي.نگرشي که ارتل ارائه کرد بر پژوهش هاي وي از فرآيند هابر بوش مبتني است. در اين فرآيند نيتروژن را از هوا مي گيرند تا از آن کودهاي شيميايي بسازند. اين واکنش که براي انجام آن از سطح فلز آهن به عنوان کاتاليزگر استفاده مي شود، اهميت اقتصادي بسياري دارد، زيرا معمولاً نيتروژن کمي در دسترس گياهان است.
ارتل اکسيد شدن کربن مونوکسيد در سطح فلز پلاتين را نيز بررسي کرد.اين واکنش در کاتاليزگرهاي موجود در اگزوز خودروها روي مي دهد تا از آلايندگي گازهاي خروجي از خودرو بکاهد.گرهارد ارتل متولد 1936 در آلمان است. در سال 1965 از دانشگاه صنعتي مونيخ دکتراي شيمي فيزيک گرفت. وي هم اکنون استاد موسسه فريتز-هابي در برلين آلمان است. مبلغ جايزه 10 ميليون کرون سوئد (5/1 ميليون دلار امريکا) است که به وي اهدا مي شود.
![]()
كشور سازنده گوشي خود، مزايا و معايب آن را با تايپ كردن دستور زیر بدانيد
*#06#
بعد از تايپ دستور فوق شما يك عدد 15 رقمي به شكل ذيل مشاهده خواهيد كرد
352509066316031
-اگر ارقام هفتم و هشتم 00 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كارخانه سازنده و اصلي و داراي بهترين كيفيت مي باشد.
-اگر ارقام هفتم و هشتم 01 يا 10 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ فنلاند مي باشد و كيفيت آن خوب است.
-اگر ارقام هفتم و هشتم 02 يا 20 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كشور امارات و كيفيت آن خيلي بد مي باشد.
-اگر ارقام هفتم و هشتم 08 يا 80 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كشور آلمان و كيفيت آن بد نيست.
-اگر ارقام هفتم و هشتم 13 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كشور آذربايجان و كيفيت آن خيلي بد مي باشد و براي سلامتي خطر دارد.
معجزات مشهوره عجیبه حضرت علی(ع) یکی حدیث بساط است که به حدیث غمامه مشهور است و در بعضی کتب مذکور است.در اینجا من این حدیث را از روایات مختلف جمع آوری کرده و در اینجا قرار می دهم.
انس گفت هدیه آوردند از جهت رسول خدا فرشی ازیک قبیله و به انس گفت آنرا پهن کن گوید که چون آن بساط را گسترانیدیم فرمود آن ده کس را بخوان پس من آنها طلبیدم و چون آمدند امر نمود ایشان را برنشستن برآن بساط پس بخواند علی را و زمانی به او راز گفت پس علی آمد و بر آن بساط قرار گرفت و باد را امر نمود که ما را بردار پس باد ما را برداشت و آن بساط به تندی تمام می رفت تا آنکه به باد گفت ما را برزمین گذار چون برزمین رسیدیم از ما پرسید که هیچ می دانید که درکدام زمین و کدام مکانید شما ما گفتیم نمی دانیم فرمود که این محل کهف و رقیم است و این جائیست که اصحاب کهف خوابیده اند پس برخیزید و برایشان سلام کنید پس ما یک به یک برخواستیم و برایشان سلام کردیم وهیچ یک از ما جواب نشنیدند پس علی برخواست و گفت السلام علیکم یا معاشر الصدیقین و الشهدا پس شنیدیم که یک بارهمه گفتند و علیک السلام ورحمة الله و برکاته
انس گوید پس من گفتم چه بود ایشان را که جواب سلام ما ندادند ورد سلام تو را کردند پس حضرت علی باز متوجه ایشان شده گفت چه بود شمارا که رد سلام بر برادران ما نکردید ایشان در جواب گفتند که ما گروه راستگویان و شهیدانیم و به آن ماموریم که بعد ازمردن حرف نزنیم و تکلم نکنیم مگر با پیغمبری یا وصی پیغمبری و بعداز آن باد را خطاب نمود که ما را بردار باد ما را برداشت و بهمان جلدی و تندی بساط را می برد تا آنکه باد را امر نمود که بساط را برزمین گذار چون برزمین آمدیم خود را در زمین مدینه یافتیم پس علی گفت ما رسول خدا را در آخر رکعت نماز خواهیم یافت پس چون آمدیم دیدیم که رسول خدا در آخر رکعت نماز است و قرائت سوره ی کهف را به اینجا رسانده که ام حسبت ان اصحاب الکهف تا آخرآیه .
و ثلعبی نیز همین حدیث را به همین طریق نقل کرده به این زیادتی که پس اصحاب کهف به حال خود خوابیدند و به همانحال خواهند بود تا آخرالزمان که حضرت مهدی هادی ظهور کنند آن حضرت برایشان سلام کند و حق تعالی ایشان را زنده کند و جواب سلام او را خواهند داد و باز تا روز قیامت خواهند خوابید و چون همه ی خلقان محشور شوند ایشان ازخواب بیدار گشته و به عرصات خواهند آمد.

وایضاازابی جعده مرویست که در بصره حاضرشدم به مجلسی که انس بن مالک نقل این حدیث می نمود دیدم که مردی برخواسته و گفت یا انس و یا صاحب رسول الله این برصی که در تو مشاهده می کنم از چیست و حال آنکه پدر من از رسول خدا نقل می کرد که مومنان به برص و جذام مبتلا نمی شوند پس انس سردر پیش افکنده اشک از چشم او روان شد و بعداز لمحه ی سرد برآورد و گفت دعای بنده ی صالح درحق من مستجاب شده چون این حرف بگفت مردمان همه ازجوانب برخواسته نزد او حاضرشده گفتند یا انس آنچه توگفتی ازبرای مابیان کن انس گفت از این درگذرید فائد نکرد هرچه التماس نمود ابرام بیشتر کردند چون دید که فائده نمی کند گفت برجای خود بنشینید تا بگویم و حدیثی که سبب این برص است بیان کنم چون مردمان به جای خود قرارگرفتند گفت بشنوید و بدانید که به هدیه آوردند از برای رسول خدا بساطی که از ابریشم بود از جانب مشرق از دهی که آنرا جندق گویند.
پس رسول خدا مرا فرستاده حکم کرد که ده تن را طلب نمایم و چون یاران حاضر شدند علی بن ابی طالب را امر فرمود که ایشان را براین بساط بنشان و ببر اصحاب کهف را زیارت نموده بازآی و مرا فرمود که ای انس تونیز برو تا هرچه ببینی مرا از آن خبردهی بعداز آن ملتفت شده به علی و گفت باد را امرکن تا شما را برداشته ببرد پس علی علیه السلام به باد خطاب نموده گفت یا ریح احملینا یعنی ای باد مارا بردار.
چون باد بساط را برداشته به هوا برد علی گفت سیرواعلی برکة الله و ما خود را در هوا بسیار می دیدیم و ازمکانی به مکانی می گذشتیم تا آنکه نوبت دیگر باد را گفت یاریح ضعینا یعنی ای باد مارا بگذار درحال برزمین قرارگرفتیم گفت هیچ می دانید که درکدام زمین نشسته اید ما گفتیم خدا و رسول و وصی او بهترمی دانند گفت این مکان اصحاب کهف است برخیزید ای اصحاب رسول خدا تا برایشان سلام کنیم پس با او رفتیم تا به خوابگاه ایشان رسیدیم اول ابی بکر و عمر سلام کردند هیچ کس جواب نداد پس طلحه و زبیر سلام کردند جواب نشنیدند پس عبدالرحمان بن عوف سلام کرد پس باقی اصحاب سلام کردند و هرکدام می گفتند السلام علیکم یا اصحاب الکهف والرقیم پس من پیش رفته گفتم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته اناانس خدم رسول الله یا اصحاب الکهف هیچ یک ازما جواب نشنید پس ازآن علی بن ابی طالب برخواسته و گفت السلام علیکم یا اصحاب الکهف و الرقیم الذین کانوا من آیات الله عجبا پس همه یک بار گفتند و علیک السلام یا وصی رسول الله ورحمة الله و برکاته.
و چون اصحاب را به خاطر می رسید که آیا چرا مارا جواب سلام ندادند و حال آنکه جواب سلام واجب است علی پرسید که آیا اصحاب کهف چرا جواب سلام اصحاب رسول خدا را نگفتید ورد سلام ایشان نکردید باز همه به یک زبان گفتند یا خلیفة رسول الله نافئة آمنوا بربهم وزادهم الله هدی ولیس لنا اذن ان ترد السلام اعلی نبی او و وصی نبی وانت وصی خاتم النبیین وانت سیدالوصیین پس گفت آیا شنیدیدای اصحاب رسول الله همه گفتند بلی یا امیرالمومنین پس گفت برجا و مکان خود قرارگیرید و ما برگشته و هرکسی برروی بساط برجای خود قرارگرفتیم.
پس گفت یاریح احملینا و باد به همان روش مارا به هوا برده سیرمی فرمود تا آنکه آفتاب غروب نمود دیگر باره امر فرمود که یاریح ضعیناپس باد مارا فرود آورد برزمینی که به غیر زعفران و گیاهی که آن را شیح می گویند یعنی درمنه ترکی دیگرچیزی نداشت و آب در آن نبود از هیچ طرف ما گفتیم یا امیرالمومنین وقت نماز رسید و با ما آب نیست که وضوکنیم.
پس آن حضرت برخواست و نگاهی به آن زمین کرده نزدیک به ما سر پایی برزمین زد دیدیم که چشمه ی آبی پیدا شد فرمود اینک آنچه می خواستید و چون نزدیک چشمه رفتیم آبی درنهایت شیرینی و خوشمزگی دیدیم از آن آب خوردیم و وضو ساختیم فرمود که اگر این نمی بود جبرئیل از برای شما از بهشت آب وضو می آورد نماز کردیم و او تا نصف شب به نماز و عبادت مشغول بود پس گفت بر جاهای خود بنشینید که نمازصبح را یا یک رکعت آن نماز را بارسول خدا خواهید دریافت باد باز مارا به هوا برده سیرمی فرمود تا آنکه در وقت نماز صبح به مسجد مدینه رسیدیم و رکعت دوم نماز را رکعت اول گفته نماز را تمام کردیم و چون از تعقیب فارغ شدیم رسول خدا به من التفات نموده فرمود یاانس تو می گویی یا من بگویم آنچه دیدی وشنیدی گفتم یارسول الله حدیث ازدهن شماشیرینتر است پس ابتدا نموده از اول تا آخر آنچه بر ما گذشته بود به نحوی بیان فرمود که گویی با ما بوده است و چون حکایت را تمام کرد فرمود یاانس در وقتی که ابن عم من از تو گواهی طلبد گواهی خواهی داد؟ گفتم بلی یارسول الله
و چون آنحضرت رحلت نمود و ابوبکر به قهر و عدوان متولی امر خلافت شد امیرالمومنین حاضر شده در حضور جمعی کثیر گفت ای انس حکایت روز بساط و چشمه ی آب را نقل کن و گواهی که رسول خدا به آن امر فرموده بودبده من گفتم یا علی پیری مرا دریافته و همه چیز را فراموش کرده ام گفت اگر مداهنه نمایی و به خاطر داشته باشی و بعداز آن که پیغمبر فرموده کتمان شهادت کرده باشی حق تعالی سفیدی در روی تو و آتشی در جوف تو و کوری در چشم تو پدیدآرد که پنهان نتوانی داشت ومن از آن مجلس برنخواستم الا به آن سه مرض گرفتار شدم و الحال قادر به روزه ی ماه مبارک رمضان نیستم و طعام درمعده ی من قرارنمی گیرد و به آن حال بود تا بمرد و عجب تر آنکه شنیده شد والعهدة علی الراوی که اولاد او نیز مبروص می باشند نعوذ بالله منه." بر گرفته ازکتاب حدیقة الشیعه احمدبن محمد معروف به مقدس اردبیلی
از جناب سلمان فارسی رحمه الله علیه روایت شده است که فرمود : « ابوبکر و عمر و عثمان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و گفتند : تو را چه شده یا رسول الله که در هر حالی علی را بر ما برتری می دهی؟
حضرت فرمود : من او را برتری ندادم بلکه خداوند متعال او را تفضل داده است .
آنها گفتند : از کجا معلوم ؟
پیامبـر فرمــود : حال که از من قبــول نمی کنید، من شما و علـــی را پیش اصحاب کهــــف می فرستم چون در بین گذشتگان، نزد شما راستگو تر از آنها نیست، سلمان را هم شاهدتان قرار می دهم تا اینکه برآنها سلام کنید ،پس آن کسی که خداوند ایشان را برای او زنده نمود و آنها پاسخ او را دادند ، افضل است .
گفتند : قبول داریم. »
بنابر این حضرت امر فرمود و فرشی برایش پهن شد و حضرت علی علیه السلام را دعوت نمود و او را در وسط فرش نشاند و هر یک از آنها را در گوشه ای از فرش نشاند و سلمان را در کنج چهارم نشاند .
سپس فرمود : ای باد ایشان را به سوی اصحاب کهف حمل کن و نزد من بازگردانشان .
سلمان می فرماید : « باد به زیر فرش رفت و ما را سیر داد(پرواز داد) و یکباره دیدیم در مقابل غار عظیمی هستیم سپس ما را بر آن پیاده کرد
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : سلمان این کهف و رقیم است . به (این) قوم بگو آنها شروع می کنند یا ما شروع کنیم ؟
آنها گفتند : ما شروع می کنیم . و هر یک ایستاد و نماز خواند و دعا کرد و گفت : السلام علیکم یا اصحاب الکهف ، و احدی جوابشان را نداد.
امیر المؤمنین علیه السلام بعد آنها ایستاد و دو رکعت نماز گزارد و دعا فرمود و ندا داد : « یا اصحاب الکهف »
پس غار صدایی مهیب کرد و آن قوم (اصحاب کهف) از داخل غار با صدای بلند شروع به لبیک گفتن کردند .
سپس امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : السلام علیکم أیها الفتیه الذین آمنوا بربهم فزادهم هدی
سلام بر شما جوانمردانی که به پروردگار خود ایمان آوردید پس خداوند هم بر هدایتتان افزود.
آنها پاسخ دادند : و علیک السلام یا أخا رسول الله و وصیّه و امیر المؤمنین ......
و بر تو باد سلام ای برادر رسول الله و وصی او و امیر مومنان ، همانا خداوند بر ما عهد گرفته که به الله و رسولش محمد صلی الله علیه و آله و بولایت امیر المومنین علیه السلام تا روز قیامتِ یوم الدین ایمان داشته باشیم .
(با دیدن این صحنه) آن گروه به رو به زمین افتادند و به سلمان گفتند: اباعبدالله مارا بازگردان .
سلمان (علیه الرحمه) گفت: این کار از دست من برنمی آید بنابراین آنها به امیر المومنین علیه السلام گفتند : ابا الحسن ما را بازگردان .
حضرت علیه السلام فرمودند : ای باد ما را به سوی رسول الله صلی الله علیه و آله باز گردان (سلمان می فرماید ) بدین صورت باد ما را حمل کرد ،پس ناگاه خود را در مقابل و پیشگاه رسول خدا صلوات الله علیه یافتیم و حضرت تمام ماجرا و آنچه رخ داده بود را برای ایشان تعریف کرد و فرمود : این دوستم جبرئیل علیه السلام است که مرا از آن با خبر نمود . در نتیجه آنها گفتند : ما الان دانستیم که فضل و برتری علی بر ما از سوی خدای عزو جل است نه از سوی تو .

از گذشته هاي دور اصطلاح «اشك تمساح ريختن» در ميان بسياري از ملل يا فرهنگ و زبانهاي مختلف رواج داشته است و افسانه اي قديمي مي گويد هرگاه اين حيوانات خطرناك و مهيب گرسنه مي شوند اشك مي ريزند و گريه مي كنند. بتازگي يك محقق دانشگاه فلوريدا به اين نتيجه رسيده است كه كروكوديل ها در زمان ضيافت و شكم چراني واقعاً زار مي زنند. البته به گفته اين محقق زار زدن كروكوديل ها به دلايل فيزيولوژيكي است و به آنچه از قديم درباره حقه بازي اين خزنده ماقبل تاريخي گفته مي شود هيچ ربطي ندارد.
«كت وليت»، جانور شناس دانشگاه فلوريدا با انجام فيلمبرداري هاي متعدد از كروكوديل ها و سوسمارها در هنگام غذا خوردن به نتايج جالبي در خصوص حالت اين خزنده ها در هنگام غذا خوردن دست يافته است. اين محقق كشف كرده است اكثريت قريب به اتفاق اين خزنده ها هنگام غذا خوردن، و زماني كه غذاي خود را از هم مي درند و مي خورند از چشمهايشان كف و حباب بيرون مي زند و حالتي شبيه به اشك ريختن در اين خزندگان مشاهده مي شود.
به گفته اين محقق در افسانه و قصه هاي قديمي به اشك ريختن اين خزنده در هنگام گرسنگي اشاره هاي بسياري شده است و حتي عجز بسياري از آدمهاي شياد نيز به گريه و اشك تمساح تشبيه مي شود، اما در واقع تمامي اينها داستان بوده و پايه و مبنايي ندارد. اين محقق براي آنكه از صحت و سقم قصه هاي مربوط به اشك ريختن كروكوديل ها سر در بياورد تصميم گرفت نگاه دقيق تري به مسأله داشته باشد و با استفاده از فناوريهاي پيشرفته تصويربرداري، به نتايج جالب توجهي هم رسيد.
اين محقق به كمك همكارش توانست پس از صدها يا هزاران سال قصه سرايي و افسانه نويسي در مورد گريه كروكوديل ها و تمساحها، واقعيت جالبي را كشف كند. البته سابقه تحقيق در خصوص اشك ريختن تمساحها به خيلي دور بازمي گردد و حتي محققي در اوايل قرن گذشته تصميم گرفت براي آزمايش اين امر پياز و نمك به چشم تمساحها بمالد و بفهمد آيا اين افسانه اشك ريختن كروكوديل ها واقعيت دارد يا خير.
اينك دو محقق دانشگاه فلوريدا راز اشك ريزي كروكوديل ها در هنگام غذا خوردن را كشف كرده اند تامشخص شود بسياري از قصه ها و افسانه هاي قديمي تا حدودي با واقعيتهاي علمي مطابقت دارند و اشك ريختن تمساحها براي طعمه بيچاره شان در هنگام خورده شدن واقعيت دارد و يك قصه و افسانه نيست. (منبع)

تصویری از یک لاکپشت دو سر در دستان مدیر یک مغازه جانور فروشی، پنسیلوانیا، آمریکا (منبع)

امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود.
لقمان حکيم به فرزند فرمود:
ای جان فرزند ، هزار حکمت آموختم که از آن چهارصد انتخاب کردم و از چهارصد، هشت کلمه برگزيدم که جامع جميع کلمات حکمت است.
فرزندم،
دو چيز را هيچ وقت فراموش مکن:
·
خدا را
· مرگ را
دو چيز را هميشه فراموش کن:
· خوبی که به هر کسی کردی
· بدی که هرکس با تو کرد
چهار چيز را نگهدار:
·
در مجلسی که وارد شدی زبان را
· بر سر سفره ای که حاضر شدی شکم را
· در خانه ای که وارد شدی چشم را
· بر نماز که ايستادی دل را

New York construction workers lunching on
a crossbeam of the Rockefeller Center, 1932
عدد ۷ یکه تاز میدان بوده و بیشترین تعداد آراء را به خود اختصاص داده است. اعداد پر طرفدار بعدی با اندکی اختلاف ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ هستند که نشان از اهمیت درس و مشدر قشر جوان جامعه ما دارد! پس از آن عدد ۱۲ قرار دارد که شاید بتوان آنرا به نوعی به اعتقادات مذهبی افراد شرکت کننده ربط داد.
از آن طرف عدد ۱۱ قرار دارد که تنها با ۱ رای از میان ۱۲۸ رای رتبه آخر را به خود اختصاص داده است.
اگر از لحاظ جنسیتی به شمارش آراء بپردازیم به نتایج جالبی خواهیم رسید.
در میان آقایان ابهت عدد ۷ شکسته شده و با عدد ۲۰ در یک رتبه قرار دارد و در رتبه بعدی تنها با یک اختلاف عدد ۵ قرار گرفته است. از آن طرف اعداد ۹، ۱۱ و ۱۶ قرار دارند که هیچ رایی را به خود اختصاص نداده اند.
در میان خانمها عد ۷ همچنان یکه تازی می کند و اعداد ۱۸، ۱۹ و ۲۰ با اختلاف در رتبه های بعدی قرار دارند. اعداد ۱، ۵، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ هیچ خریداری در میان خانمها نداشته و کسی به آنها رای نداده است.
نتیجه ای که من از این نظر سنجی میگیرم اهمیت درس و مشق ( اعداد ۱۷ تا ۲۰) در قشر جوان، مذهبی تر بودن مردان(با توجه به اعداد ۱۲،۱۴ و ۵) و خرافاتی بودن زنان ( با توجه به اعداد ۷ و۱۳) در جامعه ایرانی می باشد.
از لحاظ سنی، سن رای دهندگان در مقیاس گسترده ای نبوده و ۹۵٪ از قشر جوان هستند که امکان طبقه بندی سنی رای دهندگان را غیر ممکن می نماید.
البته این نتیجه گیری شخصی بوده و پذیرای نظرات دوستان در همین زمینه هستم.