تبليغاتX
دانستنیها و اطلاعات عمومی
مطالب طنز، علمی، دینی، تاریخی و ... به همراه فایلهای صوتی و تصویری و نرم افزارهای کاربردی

During a visit to the mental asylum, a visitor asked the Director what the criterion was which defined whether or not a patient should be institutionalized.

"Well," said the Director, "we fill up a bathtub, then we offer a teaspoon, a teacup and a bucket to the patient and ask him or her to empty the bathtub."

"Oh, I understand," said the visitor. "A normal person would use the bucket because it's bigger than the spoon or the teacup."

"No." said the Director, "A normal person would pull the plug.

Do you want a bed near the window?"

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

 مرد درختی (tree man)

تصویر بالا مربوط به مردی است به نام Dede که 35 سال دارد و به دلیل بیماری عجیب و منحصر به فردی که دارد به "مرد درختی" (tree man) معروف شده است. بنا بر گفته خود وی پس از اینکه dede مجبور شد که در اثر یک تصادف در سن 15 سالگی پای خود را قطع کند زایده هایی شبیه ریشه درخت در نقاط مختلف بدن وی شروع به رشد کرده است. برای اطلاع بیشتر فیلم زیر را مشاهده کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

Axolotl 

Axolotl شناخته شده ترین گونه از سمندرهای ببری (Tiger Salamander) می باشد که در مکزیک یافت می شود. محل اولیه زندگی این جانور در دریاچه های اطراف مکزیکوسیتی می باشد. Axolotl از نظر قابلیت منحصر به فرد در بازسازی اعضای از دست رفته و بزرگ بودن جنین این جانور مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.

Axolotl

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
گروه ترجمه، آزاده بهرامجي؛ زماني که نوماتر تاگاريا - زني که مدعي است با ارواح ارتباط دارد - مدعي شد که مي تواند بنزين پالايش يافته شده را از دل سنگي که به آن با وسيله خاصي ضربه مي زد خارج کند، وزراي موگابه رئيس جمهور زيمبابوه فکر کردند که مشکل سوخت اين کشور ديگر براي هميشه حل شده است.

آنها بعد از ديدن معجزه باورنکردني اين زن 5 ميليون دلار زيمبابوه به او جايزه دادند. اين مبلغ در اوايل سال ارزشي معادل 7/1 ميليون پوند داشت که اکنون به يک هفتم ارزش خود نزول کرده است. دولت براي مراقبت از صخره يي که از آن بنزين تصفيه شده خارج مي شد چند افسر مسلح را تعيين کرد. اين صخره در 100 کيلومتري حراره واقع است. يک سال پس از ادعاي اين زن مرتبط با ارواح، دولت تازه فهميد که چه کلاه بزرگي به سرش رفته است. هم اکنون اين زن توسط پليس دستگير شده و در انتظار زمان تشکيل دادگاهش به سر مي برد. در اسناد موجود در دادگاه آمده است که خانم تاگاريا 15 ماه وزراي کابينه، ماموران بلندمرتبه ارتش و بزرگان احزاب سياسي را بازي داده است. همه اين افراد باور داشتند که اين زن با وسيله خاصي که در اختيار دارد، مي تواند از دل سنگ بنزين تصفيه شده خارج کند. او مدعي بود سوخت جاري از صخره مذکور مي تواند نياز اين کشور را براي 100 سال تامين کند.

وکيل اين زن بيان داشت که او هيچ يک از اتهامات وارده به خود را نپذيرفته و هيچ يک از پاداش هاي گرفته را نيز به دولت پس نداده است. هنوز هيچ تاريخي براي دادگاه رسيدگي به پرونده اين زن کلاش تعيين نشده است. يک اقتصاد دان که مايل بود نامش فاش نشود گفت؛ «اين داستان به هيچ عنوان باور کردني نيست. اما واقعيت اين است کساني که مشکل نفت را مي خواهند به کمک جادوگران و رابطان با ارواح حل کنند همان کساني هستند که سياست هاي موگابه مبني بر چاپ پول براي کاهش تورم را قبول دارند،»

بختک تورم، فقر و قحطي پس از 27 سال شکست اقتصادي بر پيکر کشوري که زماني موفق ترين و ثروتمند ترين کشور آفريقا بود افتاده است.

بنا به ادعاي پليس اين زن 35 ساله سال گذشته يک دستگاه پمپ بنزين را در حوالي تپه هاي چين هوي پيدا کرد. اين دستگاه احتمالاً پس از جنگ داخلي اين کشور در دهه 1970 در آنجا رها شده بود.

او لوله هايي را از اين دستگاه به صخره يي که در نظر داشت متصل کرد. دستيار او پس از اينکه او به اين صخره ضربه مي زد دستگاه را روشن مي کرد تا سوخت از آن بيرون بيايد. اين دستگاه پس از مدتي از کار افتاد اما خانم تاگاريا دست بر دار نبود. او به صورت آزاد اقدام به خريد بنزين مي کرد و سوخت را در لوله ها نگه مي داشت تا وانمود کند که اين سوخت از صخره بيرون مي آيد. در ماه ژوئن دولت به اين نتيجه رسيد که ادعاي اين زن مي تواند صحت داشته باشد. بنابراين دولت حاضر شد بر روي ادعاي او سرمايه گذاري کند، متاسفانه دولت زيمبابوه به جاي صلاح و مشورت کردن با يک زمين شناس مستقيم دست به کار شد و اين منطقه را در اختيار خود گرفت تا از آن سوخت خارج کند،

دست اين زن زماني رو شد که هياتي از وزرا براي بار دوم جهت بازديد از اين منطقه اعزام شدند. از آنجا که اين زن نتوانست ادعاي خود را ثابت کند ناگهان غيبش زد و پليس تنها پس از جست وجوي زياد توانست او را دستگير کند.

يکي از وکلاي دادگستري که نخواست نامش فاش شود، گفت؛ «دستگيري اين زن کار اشتباهي است. پليس به جاي اين زن بايد افراد کوته فکري که ادعاي او را باور کرده اند، دستگير کند.»
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

تصویر یک موجود عجیب

این عکس که توسط یک دوربین کار گذاشته شده در جنگلهای پنسیلوانیا در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷ گرفته شده است موجود بسیار عجیبی را نشان می دهد. به عقیده بر خی کارشناسان اسن موجود می تواند همان موجود افسانه ای پاگنده (Bigfoot) باشد و به عقیده برخی دیگر این موجود یک خرس است که دارای بیماری شدید پوستی! می باشد. ( منبع)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
از «هفت گنج» يا عجايب بارگاه خسروپرويز بارها در منابع مختلف نامى به ميان آمده است. «ساسانيان» اثر «كريستين سن» يكى از منابعى است كه به اين عجايب اشاره كرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج ياقوت‌نشان، تخت طاقديس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از ياقوت و زمرد به عنوان عجايب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نيز در قصيده اي، از «هفت گنج» خسروپرويز نام مى برد. هنديان بودايى هم به تقليد از «هفت گنج» خسروپرويز، پادشاه ساسانى ، «هفت گوهر» را ترتيب داده بودند.

گنج گاو

كشاورز مثل هر روز، «غباز» (خيش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حركت كرد. به مزرعه كه رسيد توشه ظهر را زير درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمين فرو كرد متوجه شيئى سخت شد. با دست شروع به كندن زمين كرد و ناگاه با ظرف قديمى برخورد كرد. آن را بيرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سكه بود. سكه را كه نگاه كرد نام اسكندر روى آن حك شده بود. كشاورز براى نشان دادن حسن نيت خود نسبت به پادشاه خسروپرويز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بكنند و ظروف ديگر را از خاك بيرون بكشند. صد كوزه نقره و طلا كه مهر اسكندر بر آن حك شده بود، از خاك بيرون آمد. خسرو پرويز، اين گنجينه را كه يكى از عجايب هفت گانه كاخش بود، گرفت و يكى از كوزه ها را به كشاورز داد. گنج را در جايى از كاخ مخفى كرد و آن را «گنج گاو»ناميد.

دستمال نسوز خسرو‌پرويز
يكى ديگر از عجايب بارگاه خسروپرويز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاك مى كرد و چون كثيف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تميز كند، دستمال پاك مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس اين دستمال از پنبه كوهى بوده است.

تاج ياقوت‌نشان خسرو پرويز
از ديگر عجايب كاخ او تاج خسرويى بود. تاج خسرو پرويز از مقدار زيادى طلا و مرواريد ساخته شده بود. ياقوت هاى به كار رفته در تاج طورى مى درخشيد كه به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى كردند و ياقوت هايش همه جا را روشن مى كرد. زمردهايش چشم افعى را كور مى كرد. اين تاج آنقدر سنگين بود كه زنجيرهايى از طلا را از سقف آويزان كرده بودند و تاج را بر اين زنجيرهاى طلا بسته بودند، طورى كه تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگيرد و سنگينى تاج را احساس نكند.

تخت طاقديس بارگاه خسروپرويز
يكى ديگر از عجايب بارگاه خسرو تخت طاقديس اوست. شكل اين تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هايش از نقره و طلا بود. سقف اين تخت از زر و لاجورد بود. صور فلكي، كواكب، بروج سماوي، هفت اقليم، صورت هاى پادشاهان، مجالس بزم و شكار، بر اين سقف، حك شده بود. روى آن وسيله اى براى تعيين ساعت روز نصب شده بود. چهار ياقوت، هر يك به تناسب يكى از فصول سال ديده مى شد. بر بالاى آن وسيله اى بود كه قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى ريخت و صدايى رعدآسا به گوش مى رسيد.

تخت طاقديس


طلاى مشت افشار
خسروپرويز قطعه طلايى اعجاب انگيز داشت كه به طلاى مشت فشار يا مشت افشار معروف بود . اين قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. اين قطعه زر به هر شكلى حالت مى گرفت.اين قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج كرده بودندو200 مثقال وزن داشت.

گنج بادآورد
«گنج بادآورد» از عجائب ديگر دستگاه پرويز است. هنگامى كه ايرانيان اسكندريه را محاصره كردند، روميان ثروت شهر را در كشتى هائى نهادند تا به مكانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزيد و كشتى به سمت ايرانيان آمد .ثروت را به تيسفون بردند و« گنج باد آورد» ناميدند.

شطرنجى از ياقوت و زمرد
از عجايب ديگر دستگاه پادشاه ساساني، شطرنج مخصوصى از جنس ياقوت و زمرد بود.

خسروپرويز شايد از معدود پادشاهانى باشد كه از همسرش نيز در برخى از منابع تاريخى به عنوان يكى از عجايب دربار او نامبرده شده است. در تاريخ ثعالبى به جز آنچه كه در بالا اشاره شد ، از زن او شيرين، قصرش تيسفون، درفش كاوياني، رامشگران دربار ساساني، اسب خسرو به نام شبديز و فيل سفيد دربار نيز به عنوان گنج‌هاى خسرو و عجايب دربار او ياد شده و درباره برخى از آنها توضيحاتى آمده است. در تاريخ ثعالبى آمده است: «شيرين وخسرو در جوانى دلباخته يكديگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسيد شيرين را فراموش كرد. شيرين كه بار ديگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شكار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد.اودر همان لحظه او را به زنى گرفت.شيرين بعد از راهيابى به كاخ پس از چندى مريم بانوى اول زرتشتيان را مسموم كرد و خود زن اول دربار شد.»

اسب خسرو «شبديز» هم از ديگر عجائب كاخ اوست كه در تاريخ ثعالبى از آن نامى به‌ميان آمده است .خسرو گفته بود اگر كسى خبر مرگ «شبديز» را بدهد او را خواهد كشت .هنگامى كه« شبديز» مرد تنها «باربد» جرات كرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبديز را بدهد. او خواند: «ديگر شبديز نمى‌خواند و نمى‌چرد.» شاه گفت:«مگر او مرده است.» وباربد گفت:« شاه چنين فرمايد.»

«باربد» خود نيز از عجائب دستگاه پرويز بود .«سركس» از خنياگران دربار كه به او حسادت مى كرد در فرصتى مناسب او را كشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سركس كشته شده است دستور قتل«سركس»را هم داد.
 
تخت طاقديس . تخت خسرو پرويز را که از فريدون به وي رسيده بود طاقديس ميگفتند. گويند جميع حالات فلکي و نجومي در آن ظاهر ميشده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعي از ارکان دولت او جابجا قرار ميگرفته اند و خسرو پرويز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود. (برهان ). طول آن تخت يکصد و هفتاد ذراع و عرض آن يکصد و بيست ذراع و مکلل بجواهر بود. (غياث اللغات ). و در حاشيه چاپ جديد برهان که به اهتمام دکترمعين منتشر شده آمده است : هرتسفلد رساله ممتعي در باب تخت طاقديس نوشته اشاره بقول مورخ بيزانسي کدرنوس کرده که او از يکي از کتب تئوفان (نيمه دوم قرن هشتم م .) روايت کرده است . کدرنوس گويد هرقل قيصر پس از انهزام خسرو پرويز در سال 624 وارد کاخ گنزک شد.
 
«بت خسرو را ديد که هياتي مهيب داشت و تصوير پرويز را هم مشاهده کرد که بر بالاي کاخ بر تختي قرار گرفته بود. اين تخت بکره بزرگي مانند آسمان شباهت داشت و در گرداگرد آن خورشيد و ماه و ستارگان نمودار بودند که کافران آنها را مي پرستيدند و تصوير رسولان شاه نيز در گرد آن بود که هر يک عصايي در دست داشت . در اين گنبد بفرمان دشمن خدا (يعني خسرو) آلاتي تعبيه کرده بودند که قطراتي چون باران فروميريخت و آوايي رعدآسا بگوش ميرسانيد...» (کريستنسن ايران در زمان ساسانيان ص 466 ببعد):

ز تختي که خواني ورا طاقديس
که بنهاد پرويز در اسپريس ...
بياورد پس تخت شاه اردشير
وز ايران هر آن کس که بد تيز وير
بهم درزدند آن سزاوار تخت
بهنگام آن شاه پيروز بخت
ورا درگر آمد ز روم و ز چين
ز مکران و بغداد و ايران زمين
هزار و صد و بيست استاد بود
که کردار اين تختشان ياد بود...
بفرمود تا يکزمان دم زدند
بدو سال تا کار بر هم زدند...
به رش بود بالاش صد شاه رش
چو هفتاد رش بر نهي از برش ...
برويش ز زرين صد و چل هزار
ز پيروزه بر زرّ کرده نگار
همه نقره خام بد ميخ و بش
يکي ز آن بمثقال بد شصت و شش ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

فوايد انار

فوايد انار براي سلامتي:

1-انار غني از آنتي اكسيدانهاي قوي پلي فنوليك(POLYPHENOL)، تانن(TANNINS)،(PUNICALAGINS) و(ANTHOCYANINS)  ميباشد.

2-الاژيك اسيد ELLAGIC ACID موجود در اناراز بروز سرطان جلوگيري كرده و رشد تومورهاي سرطاني را كند ميسازد.

3-انار براي سلامتي قلب و عروق، جلوگيري از تصلب شريانها و سكته ها، جلوگيري از پيري زودرس و آلزامير و پيشگيري از سرطانها بويژه سرطان پروستات مفيد است.

4-آب انار خاصيت ميكروب كشي و ضذ عفوني كنندگي دارد.

5-يك انار معمولي 40 درصد نياز روزانه بدن به ويتامين C را تامين ميكند. همچنين انار منبع خوبي از اسيد فوليك، پتاسيم و آهن ميباشد.

6-كاهش فشار سيستوليك خون و كلسترول بد نيز از ديگر خواص انار ميباشد.

7- آنتي اكسيدان هاي موجود در انار 3 برابر ميزان آنتي اكسيدانهاي موجود در چاي سبز و شراب قرمز است.

8-انار تشكيل پلاك عروق را تا 30 درصد كاهش ميدهد.انار ميزان نيتريك اكسايد بدن را نيز افزايش ميدهد.

9-انار خون ساز و تصفيه كننده خون است.

10-انارعطش را برطرف كرده و خنك كننده است.

11-انار براي درمان اسهال،آرتريت،زردي و بواسير مفيد است.

12-انار اشتها آور است.

13-انار در درمان كم خوني و افزايش انرژي بدن موثر و مفيد است.

14-انار تقويت كننده كبد و كليه ها ميباشد.

خواص ديگر انار:

1-دم كرده پوست انار گلودرد را تسكين ميدهد.

2-انار براي التهاب معده مفيد است.

3-انار قابض است بويژه پوست ريشه درخت و پوست ميوه آن.

4-جوشانده پوست ريشه درخت انار كرم معده را نابود ميسازد.

5-انار ادرار آور است.

6-براي درمان اسهال 30 گرم پوست انار را با 3 گرم دارچين در يك ليوان آب بجوشانيد و بصورت خنك ميل كنيد.

7-براي رفع گرفتگي صدا 30 گرم پوست انار را به همراه 2 گرم زاج سفيد جوشانده و غرغره كنيد.

8-براي رفع دل درد روي دانه هاي انار نمك و فلفل زده وآن را ميل كنيد.

9-براي رفع تب يك ليوان آب انار را به همراه اندكي زعفران ميل كنيد.

10-پوست انار را در زير نور آفتاب خشك كرده و تبديل به پودر كنيد. سپس آن را با اندكي فلفل سياه  و نمك مخلوط كرده و همراه با خمير دندان، دندانها را مسواك بزنيد. اين مخلوط باعث سفيد و درخشان شدن دندانها شده و براي سلامتي لثه ها نيز مفيد است.

11-جوشانده پوست انار براي گلودرد  و التهاب گلو مفيد بوده و همچنين خاصيت ضد كرم نيز دارد.

12-دانه انار براي حل كردن سنگ كليه و مثانه مفيد است.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

یک مجله علمی ایتالیایی با ارائه اسنادی مدعی شده است که "یوری گاگارین" اولین انسانی نیست که به فضا سفر کرد، بلکه تنها می تواند اولین انسانی باشد که زنده از فضا به زمین بازگشته است. مجله علمی ایتالیایی " Focus Storia" در آستانه پنجاهمین سالگرد پرتاب Sputnik 1، اولین قمر مصنوعی دنیا در 4 اکتبر 1957 به فضا با ارائه اسنادی مدعی شده است که "یوری گاگارین"، فضانورد روسی نمی تواند اولین انسانی باشد که به فضا سفر کرده است، بلکه می تواند اولین انسانی باشد که زنده به زمین بازگشته است.

یوری گاگارین

درحقیقت دو برادر ایتالیایی پرده از اسرار برخی از ماموریت های فضایی ناگورا اتحاد جماهیر شوروی سابق قبل از سفر یوری گاگارین به فضا در آوریل 1961 برداشته اند. این دو برادر به نام های "آکیله و جامباتیستا جودیکا کوردیلیا" در دهه های 50 و 60 در یک ایستگاه رادیو- شنود فضایی در شهر "تورینو" مسئول شنود تمام فرستنده های رادیویی فضایی بودند.

جامباتیستا جودیکا کوردیلیا به دوماهنامه " Gruner+Jahr" انتشارات "موندادوری" به مدریت "ساندرو بوئری" اظهار داشته است: "اولین ماموریت فضایی انسان در آوریل 1961اتفاق نیفتاد، بلکه تاریخ اولین ماموریت 28 نوامبر 1960 است."

این مامور سابق ایستگاه رادیو - شنود تورینو در ادامه افزود که در شب 28 نوامبر 1960 پیامی به رمز "مورس" را دریافت کرده است. متن این پیام که مرتب تکرار می شده به این شرح بوده است:" درخواست کمک از تمام دنیا".

وی در این خصوص توضیح داد : این علامت که  هرلحظه ضعیف تر می شد، از یک نقطه ثابت در آسمان ارسال می شد.

سرانجام ما متقاعد شدیم که یک ناو فضایی با سکنه اش در فضا درحال نابودی هستند. اما این تمام ماجرا نیست. در واقع ما علائم مربوط به یک پرواز دیگر را هم در دوم فوریه 1961 به ثبت رساندیم. در این ثبت ما توانستیم علائم ضربان قلب یک فضانورد را که به نظر می رسید از خفگی در حال جان سپردن است را به ثبت رساندیم. دو روز بعد از این حادثه اتحاد جماهیر شوروی سابق خبر پرتاب قمر مصنوعی Sputnik 7 به علاوه ویژگی های ناوفضایی  Vostokرا اعلام کرد و خاطر نشان کرد که گاگارین از این ناو فضایی برای سفر به فضا استفاده خواهد کرد."

وی در ادامه اظهارات خود افزود: "به این ترتیب هیچ کس نفهمید سرنوشت فضانوردی که ما شناسایی کرده بودیم، چه شد. اما "آکیله ماریو دولیوتی"، یکی از بزرگترین مختصصان قلب ایتالیا [در آنزمان] علائمی را که ما ثبت کرده بودیم مورد بررسی قرار داد و تائید کرد که این علائم مربوط به ضربان قلب یک انسان است."

در آن سالها، رژیم شوروی سابق حفاظت سختی را درباره ماموریت های فضایی خود انجام می داد، اما در زمان های بعد هم تنها یک سند را ارائه کرد که فرضیه های برادران "جودیکا کوردیلیا" را تائید می کرد. درحقیقت تئوری های این دو برادر در آن سالها توسط شبکه "بی بی سی" از اعتبار زیادی برخوردار شد.

اما به تازگی شخصی با نام "ماریو دل روزاریو" به مجله Focus Storia اسناد آرشیوی را ارائه کرده است که بر ادعاهای برادران جودیکا درخصوص ثبت ضربان قلب یک فضانورد در فوریه 1961 مهر تائید می زند.

وی در این خصوص توضح داد: "من هم به طرز واضحی این علائم را ثبت کردم و به یک پزشک نشان دادم. آن پزشک علائم را شنید و تائید کرد که مربوط به ضربان قلب یک انسان است. "

اما فرضیه های یک کارشناس رادیو "گراهان هفت" (Sven Grahn) نیز دراین خصوص شنیدنی است. وی اظهار داشته است:" در برخی موارد علائم مربوط به فرستنده های زمین به زمین را می توان جذب کرد. لازم به یادآوری نیست که  بگوییم ایستگاه های ضد موشکی که از ایستگاه های فضایی "بایکنور" محافظت می کردند، از همان بسامدهایی استفاده می کردند که فضانوردان مورد استفاده قرار می دادند. پس این علائم می توانستند توسط هواپیماهای در حال پرواز جذب شود و این دو برادر این علائم را ردیابی کرده باشند."

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  |