تبليغاتX
دانستنیها و اطلاعات عمومی
مطالب طنز، علمی، دینی، تاریخی و ... به همراه فایلهای صوتی و تصویری و نرم افزارهای کاربردی

یوایشیرو نامبو (دانشمند ژاپنی تبار از آمریکا)، ماکوتو کوبایاشی و توشی هیدی ماسکاوا (هر دو از ژاپن) برندگان امسال جایزه نوبل در رشته فیزیک هستند. این سه پژوهشگر، چارچوب ریاضی را مطرح ساختند که از طریق آن می‌توان بهتر از گذشته رابطه میان ذرات تشکیل‌دهنده جهان را توضیح داد.

برندگان نوبل فیزیک در سال 2008 و نظریه شکست ناگهانی تقارن

Makoto Kobayashi, left, and Toshihide Maskawa, both of Japan, and Yoichiro Nambu, of the University of Chicago’s Enrico Fermi Institute, received the Nobel Prize in Physics (2008)

تقارن و تناسب

اکثر دانشمندان شیفته تناسب و تقارن در طبیعت زنده و کیهان هستند. مکانیک نیوتنی بر پایه تقارن شکل گرفته است. به‌طور نمونه، قانون کنش و واکنش بر پایه تناسب نیروها بنا گشته است. در فیزیک، بسیاری از پدیده‌های پیچیده از طریق برقراری امور قرینه قابل فهم و بیان است.

زمانی که نامبو نظرات خود را درباره ذرات زیر اتم، به نام "کوارک" مطرح ساخت، با ناباوری و بد فهمی همکاران خود روبرو شد. کوارک‌ها، با انواع مختلف خود، پایه‌ای برای شکل‌گیری اتم و ماده به حساب می‌آیند.

در میانه قرن بیستم، فیزیکدان‌ها با این پرسش مواجهه شدند که چرا در میان ذرات شناخته شده، برخی از آنان، به نام "پیون"، سبکتر از دیگر ذرات هستند؟ اما هیچکس پاسخی برای این پرسش نداشت. نامبو نخستین دانشمندی بود که در آن‌زمان برای تعیین وفهم ویژگی ذرات زیر اتمی، مسئله تقارن را مطرح ساخت. به نظر نامبو، ذرات در زمانی تقارن و تناسب خود را از دست می‌دهند و یا به زبانی دیگر این تقارن درهم شکسته می‌شود. برای تصور ذرات بی‌تقارن می‌توان فرفره در حال چرخش را در نظر گرفت. تا زمانی‌که انرژی کافی برای چرخش وجود دارد، از ثبات و تقارن برخوردار بوده و بر محور خود ایستاده است ولی با پایان انرژی، از چرخش باز می‌ایستد و بر پهلو می‌افتد. در این لحظه، ناگهان تقارن شکسته می‌شود. نامبو، برطبق این فرضیه، بعدها مدل نظری را بنیان نهاد که قادر به توضیح اختلاف وزن بسیار کم ذرات پیون بود.

ماده و ضدماده

در حال‌حاضر "شکست ناگهانی تقارن" یکی از تئوری‌های مهم و پایه‌ای نظری برای فیزیک مدرن است. این مدل نظری، هم‌اکنون برای توضیح پدیده‌های مختلفی به‌کار گرفته می‌شود. بطور مثال می‌توان به رابطه متقابل میان ماده و ضد‌ماده اشاره کرد. بنا به نظر کوبایاشی و ماسکاوا، پژوهشگران ژاپنی، در آغاز پیدایش جهان، در زمانی که انفجاری عظیم رخ داد، (مهبانگ) ماده و ضدماده هم زمان به یک مقدار بوجود آمد، اما سرانجام فزونی ماده بر ضدماده سبب پیدایش جهان شد.

ماده و ضدماده که از ذرات کوچک کوارک بوجود آمده اند، دارای بارهای الکتریکی مثبت و منفی هستند و در شرایط عادی همدیگر را خنثی می‌کنند. اما در آغاز پیدایش جهان، همین برهم خوردن تقارن و تناسب، سبب ازدیاد بسیار کم ماده بر ضدماده شد و امکان پیدایش جهان و سپس حیات را فراهم ساخت.

ماسکاوا به همراه همکار خود کوبایاشی، در دهه هفتاد مقاله‌ای را تدوین کرد که باعث شهرت جهانی هر دو شد. در این مقاله، آنان به سومین نسل از ذرات کوارک پرداختند و بطور نظری آنرا اثبات کردند. اما چهارسال بعد، آزمایشات عملی نظر آنان را تایید کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

 اولین کسی که به طور جدی در باره رنگین کمان مطالعه کرد رنه دکارت بود . قبل از دکارت کسانی مانند قطب الدین شیرازی یا تيودوريك در این باره تحقیق کرده بودند . دکارت با توجه به قوانین شکست همزمان ولی به طور جداگانه از اسنل ( بنیان گذار اصلی قوانین شکست و بازتاب ) به شرح رنگین کمان پرداخت و در سال 1637 نتایج خود را منتشر کرد .

رنگین کمان

اول از همه توجه كنيــد كـه قطـره هـاي آب در حـال سـقوط كروي شكل اند ، پس به سراغ نحوه برهــم كنـش يـك پرتـو نـور سـفيد ، بـا يـك كـره شـفاف مـي رويـم . اگر كمـي بـــا چگونگي شكل گيري رنگين كمان آشنا باشيد مي دانيــد كـه رنگين كمان اصلي را مجموعه پرتوهايي كه در مرز قطرهوا، دوبار شكسته و يك بــار بـاز تـابيده انـد، مـي سـازند و چـون ضريب شكست آب براي رنگهاي مختلف متفاوت است، نور سفيد در ضمن اين شكســت هـا بـه اجـزاي رنـگياش تجزيـه ميشود، اما نور خورشيد پيوسته است و در تمــام نقـاط رو بـه نور قطره با آن برخورد مي كند كه شرايط بازتاب و شكســت در هر يك از اين نقاط ، متفاوت است.

مثلا پرتو نوري كه راستاي آن از مركز قطره مي گذرد، بدون شكست وارد آن شده و در سوي ديگر باز تابيده مــي شـود و روي همان مسير ورودي بــه بـيرون بـر مـي گردد. بـه عبـارت ديگر پرتو به وسيله قطره 180 درجه تغيير جهت مي دهــد، در مقابل اگر پرتو نور مماس بر قطره به آن بتابد، مي توانيد ببينيد كه هنگام ورود به بيشـترين مـيزان ممكـن مـي شـكند و پرتـو خروجي با پرتو خروجــي بـا پرتـو ورودي زاويـه حـدود 165 درجه مي سازد، بررسي بيشتر نشان مي دهد كه در بين اين دو وضعيت حدي ، زاويه انحـراف زاويـه بيـن پرتـو خروجـي و ورودي از 180 درجه كاهش مي يابد بــه مقـدار كمينـه 138 درجه مي رسد و سپس دوباره تا 165 درجه بالا مــي رود، امـا چون در اطراف مقدار كمينه، تغيـير زاويـه كـم اسـت، بخـش بزرگي از نور فـرودي ، در حـول و حـوش ايـن زاويـه 138 درجه از قطره خارج مي شود. به عبــارت ديـگر ، شـدت نـور خروجي در تمام زوايا يكسان نيست و بيشتر نـور رنگينـي كـه از قطره بيرون مي رود، با جهت تابش خورشيد، زاويه حــدود 138 درجه يا معادل آن 42 درجه مي سازد. البته ايــن زاويـه، بستگي به رنگ پرتو دارد و بين 40 تا 42 درجه براي رنگهاي قرمز تا بنفش متفاوت است. بنابراين مي توان تصور كـرد كـه تنها در زواياي حــدود 42 درجـه ، پرتوهـاي رنـگي بـه طـور مؤثر از قطره خارج مي شوند.

حالا تصور شكل رنگين كمــان، كـار سـاده اي اسـت، فـرض كنيد در بعد از ظــهر ، خورشـيد در حـال تـابش و فضـا پـر از قطره هاي كروي آب است و شما هم پشت به خورشــيد و رو به شرق ايستاده ايد، در اين وضعيت نور رنــگي كـه بـه چشـم شما مي رسد، مجموعه نورهاي خـارج شـده از تمـام قطراتـي است كه خط واصل چشم شما و آنها با راستاي نور خورشيد، زاويه بين 40 و 42 درجه مي سازد.

مكان هندسي اين قطره ها مخروطي بــه رأس چشـم شماسـت كه نيم زاويه رأس آن حدود 42 درجه است. چيزي كه شما از رأس اين مخروطي مي بينيد مقطع آن است، يعني يك نوار دايره اي به پهناي زاويه اي بين 40 و 42 درجه كه رنگهاي قرمز تا بنفش را در خــود جـاي داده اسـت، البتـه سطح افق، اين دايره را قطع مي كند و چون قطـرات آب تنـها در هـوا حضـور دارنـد، شـما تنـها كمـاني از يـــك دايــره را ميبينيد. اين كمان، وقتي پرتو خورشيد موازي با افـق اسـت، يعني هنگام غروب به بيشينه خــود مــي رسـد و بـه نيـم دايـره تبديل مي شود. البته در آســمان و مثـلا از درون هـواپيمـا در شرايط مساعد مي تـوان رنگيـن كمـان دايـره اي را هـم ديـد.

آنطرف رنگين کمان کجاست؟

وقتي در طول بارندگي فقط يك رنگين كمان مي بينيم در واقع چند رنگين كمان وجود دارد؟ پاسخ اين سؤال آنطور كه فكر مي كنيد ساده نيست! وقتي نور وارد يك قطره آب مي شود، در داخل قطره بازتاب كرده، و آنچه به چشم ما باز مي تابد رنگين كمان را تشكيل مي دهد. هر قطره باران، نوري را كه واردش مي شود در تمام جهات ممكن بازتابانده و مي شكند. اولين بار كه نور با قطره برخورد مي كند، يك پرتو كسري از آن نور بازتاب مي كند و و بقية آن در طول قطره حركت مي كنند تا به پشت قطره از سمت داخل برخورد كنند. دوباره، مقداري از نور شكت خورده و مقداري بازتاب مي كند. در هر برخورد با سطح سطح داخلي قطره، مقداري از نور باز مي تابد و در قطره مي ماند، و باقيماندة آن خارج مي شود. بنابراين پرتو هاي نور مي توانند بعد از يك، دو، سه بازتاب داخلي يا بيشتر از قطره خارج شوند.

وقتي شما دو رنگين كمان مي بينيد، اولين يا اصلي ترين كمان در زاوية 42 درجه، با نور قرمز در بيرون و نور بنفش در داخل به طور واضح ديده مي شود. كماان دوم هميشه كم رنگ تر بوده و بواسطة بازتاب دوم با رنگهاي معكوس (بنفش در بيرون و قرمز در درون) در زاوية 51 تشكيل مي شود. اسحاق نيوتن يك معادله رياضي بر حسب اندازه زاوية رنگين كمانها بعد از بازتاب N اُمِ داخل قطره بدست آورد. او معتقد بود كه در بازتاب سوم نور كافي وجود ندارد كه در واقع شخص آنرا ببيند، از اينرو هرگز مسئله را براي 3=N حل نكرد. ادموند هالي، بعد از نامگذاري ستارة دنباله دار هالي، محاسبات را بر دوش گرفت و كشف كرد كه سومين رنگين كمان در زاوية 40 درجه و 20 ثانيه تشكيل مي شود، و شگفت زده شد. اين رنگين كمان نبايستي در مقابل خورشيد تشكيل شود بلكه دور تا دور خورشيد تشكيل مي شود! دو هزار سال بود كه بشر به اشتباه در طرف ديگر آسمان در جستجوي اين كمان بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

آپتوست یک لغت لاتین است که به معنای مناسب ، مقتضی ،و یا اندازه . یک خودکار آپتوس آخرین ابزار مدرن نوشتن است. تاکومی یوشیدا میخواست تا سلیقه خود را با تابع گرایی محض مخلوط کند. خودکار ، حتما باید خیلی لاغر باشد و این از ویژگیهای قطعی آن است. ما به آن حجمی را اضافه کردیم تا در دستان ما بهتر قرار گیرد.

درمقابل تیوب پلاستیکی یا فلزی ، آپتوس وقتی در دست قرار میگیرد از  چهار نقطه تماس بزرگ استفاده میکند (سه نقطه در نزدیکی سر آن و یک نقطه بین انگشت سبابه و شصت ) . ممکن است که ما دیگر از خودکار استفاده نکنیم و با ایمیل مطالبمان را بفرستیم ولی هنوز کسانی هستند که در جاهایی با نوشتن از این طریق ارتباط برقرار میکنند. (منبع)

آپتوست

آپتوست

آپتوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

تا به‌حال دقت كرده‌ايد كه ابعاد كاغذ A4 از كجا آمده‌است؟

چرا به جاي اين‌كه طول و عرض آن اعداد صحيح و رندي باشند، اعداد اعشاري هستند؟ مثلا عرض كاغذA4  ، ‌مساوي 21.02 سانتيمتر و  طول آن  29.73 سانتيمتر است. به نظرتان مساحت كاغذ A4 چقدر است؟
با وجود آن كه ابعاد كاغذ A4 به ظاهر اعشاري و بي‌ربط هستند اما مساحت آن دقيقاً 16/1 متر مربع است، يعني 625 سانتيمتر مربع. در واقع طول و عرض اين كاغذ طوري تنظيم شده است كه مساحت مورد نظر را حاصل كند.

حتما مي‌دانيد كه كاغذهاي خانواده A با افزايش شماره، مساحت‌شان نصف مي‌شود. مثلا مساحت كاغذ A4 نصف مساحت كاغذ A3 است. اين نصف شدن مساحت با نصف شدن طول كاغذ انجام مي‌شود. يعني كاغذ A3 از طول نصف مي‌شود و تبديل به دو كاغذ A4 مي‌شود. در واقع عرض كاغذ A3  برابر طول كاغذ A4، و نصف طول A3 برابر عرض A4 مي‌شود. از طرفي تمام اين كاغذها بايد با هم متناسب باشند. يعني نسبت طول به عرض آن‌ها يكي باشد. با يك تناسب ساده در مي‌يابيم كه كه طول كاغذ بايد 2 √ برابر عرض آن باشد. اين تناسب بين ابعاد كاغذها آرشيو كردن آن‌ها را راحت‌تر مي‌كند و همچنين در جريان توليد كاغذ تلفات كمتري به دنبال دارد.

كاغذ A0 به عنوان مبناي طراحي اين كاغذها قرار گرفته است. مساحت اين كاغذ 1 مترمربع است. با توجه به اين كه طول كاغذ بايد 2 √ برابر عرض آن باشد، ابعاد اين كاغذ به صورت 84.09x  118.92 cm محاسبه مي‌شود.
براي محاسبه ابعاد كاغذهاي ديگر هم كافي است هر بار عدد بزرگتر (طول) را نصف كنيم. (منبع)

ابعاد كاغذهاي استاندارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
             موتور سیکلت جدید فراری
More than just looks, this Ferrari motorcycle features "a modified engine from a Ferrari Enzo, hand controls from a F-16 fighter jet and buttons from a Formula 1 race car."
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
الماس یکی از سنگ های قیمتی و یکی از آلوتروپ های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.الماس در حالت پایدار دارای ساختار مکعبی است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت شبه پایدار درطبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد. وزن مخصوص الماس 3.5 ضریب شکست آن 2.42 وسختی آن در مقیاس موس، مساوی 10 است. الماس به رنگهای مختلف پیدا می شود. الماس باسنگهای کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشا گرفته اند، همراه است. در رسوبات رودخانه ای به صورت پلاسر یافت می شود. بیشترین بخش الماس جهان امروه از معادن الماس واقع در کشورهای آفریقایی استخراج می گردد.

الماس



مقدمه

شاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العاده اى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مى آیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى دربازار خواهد داشت هنوز در پرده اى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعه هایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مى رسد.

بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل ابزارهاى برش یا مواد ساینده براى تراشکارى و پرداخت دیگرسنگهاى قیمتى ،فلزات،گرانیت وشیشه مى رسند. استفاده از الماس به عنوان نیم رسانا نیز نیازمند شرایط ویژه اى مثل بالاترین درجه خلوص ، بهترین بلورینگى و تعیین اتمها به لحاظ الکتریکى فعال براى ایجاد گذرگاه الکتریکى در وسیله مورد نظر است.

اما تمامى الماسهاى طبیعى بخاطر نقصها ، ناخالصیها و ساختارضعیفشان براى مصارف الکترونیکى نامناسبند. حتى با اینکه الماسهاى مصنوعى و طبیعى داراى کیفیت جواهرى بسیار ارزشمند هستند، اما ممکن است بخاطر رگه هاى ناچیزناخالصیها براى استفاده به عنوان نیم رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالصترین این سنگها در کاربردهاى الکترونیکى پرقدرت از سلفونها گرفته تا کامپیوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفاده اند.

دورنماى الماس

میزان ذخیره الماس جهان در سال 1979 بدین شرح می باشد. زئیر 120 ، شوروی (سابق) 250 ، آفریقای جنوبی 72 ، بوستوانا 60 ، نامیبیا 15 ،آنگولا 20 ، سیرالئون 6 و لسوتو 5 میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال 1979 بدین شرح می باشد: زئیر 11160 ، شوروی (سابق) 10700 ،آفریقای جنوبی 7640 ، بوتسوانا 3340 ، نامیبیا 1950 ، عتا 1500 ، آنگولا 750 ،ونزوئلا 750 و سیرالئون با 710 قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص داده اند.

تولید الماس

الماس بطور طبیعى تحت فشارهاى زیاد اعماق زمین و در زمانى طولانى شکل مى گیرد. اما در آزمایشگاه مى توانبه کمک دو فرآیند مجزا در زمانى بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدى است از فرآیند طبیعى شکل گیرى الماس در حالى که فرآیند رسوب گیرى بخار شیمیایى (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل مى کند. در واقع CVD بجاى وارد کردن فشار به کربن براى تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهاى کربن به آنها اجازه مى دهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.

این دو تکنیک براى اولین بار در دهه 1950 کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روى تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه1950 با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژى CVD هنوز دوران کودکى اش راسپرى مى کند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتى خیره کننده الماسهایى با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تکنولوژیهاى الکترونیکى مناسب ترین خواهد بود.

فرآیند CVD باقرار دادن ذره بسیار کوچکى از الماس درخلأ آغازمى شود. سپس گازهاى هیدروژن ومتان به محفظه خلأ جریان مى یابند. در ادامه پلاسماى تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمى مى شود که با متان واکنش مى دهد تارادیکال متیل و اتمهاى هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس مى چسبدتا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD ، فرآیندى خطى است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگى ذره ابتدایى و زمان قرار دادن آن دردستگاه است.

به گفته دیوید هلیر (D. Hellier) ، رئیس بخش بازاریابى کمپانى ژمسیس ، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکى از الماس آغاز مى شود. هرذره الماس در محفظه هاى رشدى به اندازه یک ماشین لباسشویى ، تحت دما و فشار بسیاربالا درون محلولى از گرانیت و کاتالیزورى فلزى غوطه ور مى شود. در ادامه تحت شرایطکاملاً کنترل شده اى این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعى ، مولکول به مولکول ولایه به لایه شروع به رشد مى کند.»

گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهاى ساخته شده با تکنیک HP HT را براى مصارف صنعتى بهبازار عرضه مى کرد اما تا پیش از آنکه کمپانى ژمسیس با ساده سازى این فرآیند امکانتولید نمونه هایى با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهاىقیمتى به فروش نرسیده بودند.

در واقع الماسهاى زینتى مصنوعى بخش کوچک و در عین حال پر سودى از صنعت الماس را تشکیل مى دهند. این الماسهاى رنگى که در مقایسه با همتاهاى بى رنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه بهنوع ناخالصیها در رنگهاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى ، سبز و حتى زردروشن و نارنجى تولید مى شوند. در واقع این الماسها مى توانند چنان کیفیت بالایىداشته باشند که حتى ماشینهاى ساخته شده براى تشخیص سنگهاى مصنوعى از طبیعى درتفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخى از بزرگترین الماسفروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر مى آیند.

شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبیعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخیص الماسهاى رنگى مصنوعى از سنگهاى طبیعى دست به دامن آزمایشگاههاى الماس بلژیک و دیگر نقاطى شوند که بطورسنتى عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگى قیراط ، رنگ و شفافیت هستند.

تشخیص الماسهای مصنوعی

آزمایشگاهآنتورپ و چند تایى دیگر در سراسر جهان براى تشخیص الماسهاى مصنوعى بطور عمده از دونوع دستگاه استفاده مى کنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طیفىنور جذب یا ساطع شده تجزیه و تحلیل مى شود. اگر نشانه هایى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمایشگاه دستگاه دوم را بکار مى گیرد که این دستگاه براى آشکار ساختن ساختاردرونى کریستال از نور فرابنفش استفاده مى کند. این دستگاهها نقصهاى موجود در الماسرا حتى در مقیاس میکروسکوپى یا اتمى نیز بررسى مى کنند.

در واقع الماسها نیزدرست مثل درختان داراى حلقه هاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماسهایى که درآزمایشگاه تولید یا براى تغییر رنگ دستکارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خودنشان مى دهند. بنابراین با اینکه آزمایشگاهها با استفاده از این دستگاهها قادر بهتشخیص الماسهاى مصنوعى از طبیعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جایى است که افراد بدون این دستگاهها توانایى تشخیص سنگهاى مصنوعى را نخواهند داشت.

الماس مصنوعی

این نوع الماس برای نخستین بارتوسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال1954 برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد.
در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداعگردیده ، بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع می شود، ابتدا CH4 و H2 در میکروویو دردمای بیش از 2000 درجه سانتیگراد حرارت داده می شود و بخار کربن بر روی یک صفحه سردمتمرکز می شود.

موارد مصرف الماس

الماسدارای مصارف صنعتی و زینتی است. گر چه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش می شناسند،ولی بیش از 80 درصد آن به مصارف صنعتی می رسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از 74درصد در سال 1934 به 89 درصد در سال 1979 فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس درصنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، ارهکردن سنگ و بتون و حفاریها بکار می رود.

تقسیم بندی الماسها بر اساس مصارف صنعتی



الماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهارگونه تقسیم می شوند:
  1. الماس صنعتی که به علت شکل و رنگ آن ، مصرف زینتی ندارد.
  2. الماس بورت که قطعه های کوچک و شکل نامناسب دارد.
  3. الماس کاربونادو که مخلوطی از الماس ، گرافیت و کربن بی شکل (آمورف) است.
  4. الماس بالاس


  1. 12.5 درصد الماس تولیدی جهان به مصرفساختمته های حفاریو چالهزنی می سرد. 2.5 درصد دیگر هم از الماس تولیدی در ساختن ماشینهای برش و پولیش و 75درصد دیگر به صورت پودر و یا مواد ساینده به مصرف می رسد. مصارف صنعتی الماس بهاختصار شامل ،مته های الماسی،مواد ساینده ها،اره های الماسی،لوازم دندانپزشکیو جراحی و دستگاههای برشی و پولیش می گردد.
الماس در صنعت الکترونیک


به گفته جیمزباتلر (J.Butler)، یکى از شیمیدانان محقق در آزمایشگاه تحقیقات نیروى دریایى ایالاتمتحده ، به لحاظ تاریخى سه مشکل عمده سر راه استفاده از الماسهاى طبیعى درکاربردهاى الکترونیکى وجود داشته است. الماسهاى طبیعى همیشه به شکل بازدارنده اىبراى استفاده همه جانبه گران بوده اند و یافتن سنگهاى بزرگ با خلوص کافى نیز بسیاردشوار است. علاوه بر این هیچ دو سنگى دقیقاً شبیه هم نیستند و خواص منحصر به فرد درهر یک مى تواند مشکلاتى را در مدارهاى الکترونیکى به بار آورد. آخرین مشکل دراستفاده از الماس براى کاربردهاى الکترونیکى و کامپیوترى نیز نیاز به دو نوع الماسیعنى سنگهاى نوع n و p براى هدایت الکترونیکى بوده است.

الماس



در دستگاههاى مجتمع باید از هر دو نوع الماس نیمه رساناى n و p استفاده کرد، اما الماسهاى نوع n بطور طبیعى وجود ندارند و الماسهاى نوع p الماس آبى ، به قدرى نادرند که هیچ راهمقرون به صرفه اى براى استفاده از آنها پیدا نشده است. به هر حال الماسهاى مصنوعىاین مشکلات را برطرف مى کنند. به گفته رابرت لینارس (R. Linares) ،بنیان گذار کمپانى آپولو دیاموند براى مثال مى توان با افزودن ناخالصى فلز برون بهالماس ، نوع P یعنى الماس آبى را تولید کرد.

بطور مشابه دانشمندان مى توانندبا افزودن فسفر به الماسهاى بى رنگ ، الماس نوع n را نیز تولید کنند. ما براىاستفاده از الماس به نوع نیمه رسانا در دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت نیاز به ترکیبىلایه اى از این دو نوع الماس داریم. علاوه بر این با توجه به اینکه الماسهاى بى رنگخالص در عمل بیشتر از آنکه رسانا باشند عایق هستند، مى توان لایه هایى از آنها رابه این ترکیب افزود.

امروزه نیم رساناهاى بسیارى مثلسیلیکوندر گستره وسیعى ازدستگاههاى الکترونیکى بکار مى روند. اما الماس با توجه به دامنه تغییرات حرارتى وسرعت فوق العاده بیشترش ، تنها در مقایسه با خلاء است که عنواندومین نیم رساناى برتر جهانرا بهخود اختصاص مى دهد. الماس با داشتن چنین ویژگیهایى و بخصوص امروز که آزمایشگاه قادربه تولید سنگهاى خالص و ناخالص کنترل شده اند، مى تواند پایه گذار انواع سراسرنوینى از دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت باشد. با اینکه استفاده از الماس در صنایعالکترونیک به چند دهه دیگر واگذار شده است، اما به اعتقاد لینارس این سنگ قیمتىصنایع نیم رسانا سازى را به کلى دگرگون خواهد کرد.

خواص متمایز الماس
  • الماس در بین جامدات در دمای اتاق بالاترین هدایت گرماییرا دارد. (هدایت گرمایی آن ۵ برابر مس است)
  • الماس مادهٔ نوری ایده آلی است که توانایی انتقال طیف نوریمادون قرمز تا ماورای بنفش را دارا است.
  • شاخص بازتابش بسیار بالایی دارد.
  • خواص نیمه رسانایی قابل توجهی دارد. شکست الکتریکی آن بطورمتوسط ۵۰ برابر نیمه رساناهای متداول است.
  • در برابر تابش نوترونی به شدت مقاوم است.
  • سخت ترین مادهٔ شناخته شده است.
  • در مجاورت هوا روانی طبیعی فوق العاده ای دارد (مانندتفلون)
  • استحکام و صلبیت بسیار بالایی دارد.
با وجود این خواص منحصربه فرد، قیمت بالای آنجلوی کاربرد گستردهٔ آن را می گیرد و دانشمندان به دنبال پیدا کردن روش های تازهبرای سنتز آن هستند.


برخى از کاربردهاى عملى الماس
  • لوازم الکترونیکى ولتاژ و توان بالا مثل ترنهاى سریعالسیر.
  • دستگاههاى فرکانس بالا مثل رادارهاى پرقدرت و ایستگاههاىمخابراتى سلولى.
  • دستگاههاى میکرو و نانو الکترو مکانیکى مثل ساعتها وفیلترهاى تلفنهاى سلولى.
  • محاسبات کوانتومى مثل موارد مورد نیاز در ارتباطات امن.
  • آشکارساز پرتوهاى پر انرژى مثل پرتو سنجهاى پزشکى.
  • اپتیک و لیزرهاى پرقدرت مثل آنچه در کابل و خطوط تلفن یاپنجره شاتلهاى فضایى بکار می رود.
  • الکترودهاى الماسى مقاوم به خوردگى که مى تواند محیطهاىآلوده را پاک کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

عید فطر و حافظ شیرازی

بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد

هلال عيد به دور قدح اشارت كرد

ثواب روزه و حج قبول، آنكس برد

كه خاك ميكده ى عشق را زيارت كرد 

مقام اصلى ما گوشه خراباتست

خداش خير دهد آنكه اين عمارت كرد 

بهاى باده ى چون لعل چيست؟ جوهر عقل

بيا كه سود كسى برد، كاين تجارت كرد 

نماز در خم آن ابروان محرابى

كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد

فغان كه نرگس جمالش شيخ شهر امروز

نظر به درد كشان از سر حقارت كرد

به روى يار نظر كن ز ديده منت دار

كه كار ديده، نظر از سر بصارت كرد 

حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ

اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

تأثیر بو بر خواب شیرین

محققان اعلام کردند در صورتی که فرد در هنگام خواب در معرض بوی مطبوع قرار بگیرد حس مطبوعی در هنگام خواب به او القاء خواهد شد. گروهی از محققان دانشگاه بیمارستان منهیم برای بررسی دلایل بروز کابوسهای شبانه در افراد دست به تحقیقاتی زدند و در مسیر این تحقیقات به تاثیر بوی مطبوع بر خواب افراد پی بردند.

آنها اعلام کردند که بوی مطبوع بر خلاف بوی ناخوشایند بر خواب افراد تاثیر مثبت گذاشته و به آنها احساسی خوشایند در خواب القا می کند. برای انجام این تحقیقات گروهی داوطلب مورد استفاده قرار گرفتند و محققان در مرحله REM از خواب، آنها را به مدت 10 ثانیه در معرض هوای معطر قرار داده و سپس آنها را از خواب بیدار کردند. REM مرحله ایست که در آن بیشترین میزان رویاها توسط فرد دیده می شود.

پس از آن محققان از داوطلبان در مورد محتوای خواب و حسی که در آن لحظه داشتند، پرسیده و میزان تاثیر مثبت بوی مطبوع منتشر شده را بر خواب افراد مشاهده کردند. بر اساس گزارش بی بی سی، محققان بر این باورند که حس بویایی بر خلاف دیگر حسها در هنگام خواب غیر فعال نمی شود زیرا اطلاعات بویایی در این حالت می تواند به منطقه حافظه مغز، هیپوکامپوس راه یافته و ایجاد واکنش احساسی کند. این در حالی است که حسهای دیگر برای رسیدن به این منطقه و ایجاد واکنش باید از دروازه تالاموس عبور کنند که این منطقه از مغز در هنگام خواب بسته خواهد بود.

تحقیقات گذشته در مورد انواع دیگر محرکها در خواب مانند صوت، فشار و یا لرزش نشان داد که این محرکها نیز می توانند بر مفهوم خواب تاثیرگذار باشند اما به گفته محققان اطلاعات در این زمینه کافی نبوده و مطالعات اخیر می تواند پیشرفتی در این مطالعات به شمار رود. (منبع)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت   توسط وبلاگ نویس  |