تبليغاتX
دانستنیها و اطلاعات عمومی
مطالب طنز، علمی، دینی، تاریخی و ... به همراه فایلهای صوتی و تصویری و نرم افزارهای کاربردی

http://nanna.blog.is/users/c5/nanna/img/21eseai.jpg


New York construction workers lunching on 
a crossbeam of the
Rockefeller Center, 1932

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
در پست قبلی یک نظر سنجی از دوستان انجام دادیم در مورد اینکه کدام عدد را بیشتر دوست دارید. در مجموع ۱۲۸ نفر جواب داده بودند که ۶۸ نفر مرد و ۴۸ نفر زن بوده و ۱۲ نفر نیز جنسیت خود را مشخص نکرده بودند. نتایج این نظرسنجی در نمودار زیر آورده شده است.

چه عددی را بیشتر دست دارید؟

عدد ۷ یکه تاز میدان بوده و بیشترین تعداد آراء را به خود اختصاص داده است. اعداد پر طرفدار بعدی با اندکی اختلاف ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ هستند که نشان از اهمیت درس و مشدر قشر جوان جامعه ما دارد! پس از آن عدد ۱۲ قرار دارد که شاید بتوان آنرا به نوعی به اعتقادات مذهبی افراد شرکت کننده ربط داد.

از آن طرف عدد ۱۱ قرار دارد که تنها با ۱ رای از میان ۱۲۸ رای رتبه آخر را به خود اختصاص داده است.

اگر از لحاظ جنسیتی به شمارش آراء بپردازیم به نتایج جالبی خواهیم رسید.

چه عددی را بیشتر دست دارید؟

در میان آقایان ابهت عدد ۷ شکسته شده و با عدد ۲۰ در یک رتبه قرار دارد و در رتبه بعدی تنها با یک اختلاف عدد ۵ قرار گرفته است. از آن طرف اعداد ۹، ۱۱ و ۱۶ قرار دارند که هیچ رایی را به خود اختصاص نداده اند.

چه عددی را بیشتر دست دارید؟

در میان خانمها عد ۷ همچنان یکه تازی می کند و اعداد ۱۸، ۱۹ و ۲۰ با اختلاف در رتبه های بعدی قرار دارند. اعداد ۱، ۵، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ هیچ خریداری در میان خانمها نداشته و کسی به آنها رای نداده است.

نتیجه ای که من از این نظر سنجی میگیرم اهمیت درس و مشق ( اعداد ۱۷ تا ۲۰) در قشر جوان، مذهبی تر بودن مردان(با توجه به اعداد ۱۲،۱۴ و ۵) و خرافاتی بودن زنان ( با توجه به اعداد ۷ و۱۳) در جامعه ایرانی می باشد.

از لحاظ سنی، سن رای دهندگان در مقیاس گسترده ای نبوده و ۹۵٪ از قشر جوان هستند که امکان طبقه بندی سنی رای دهندگان را غیر ممکن می نماید.

البته این نتیجه گیری شخصی بوده و پذیرای نظرات دوستان در همین زمینه هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

جندی پیش در جایی خواندم که در یکی از دانشگاه های آمریکا تحقیقی صورت گرفته که انسانهای مختلف چه عددی را بیشتر دوست دارند و به نتایج جالبی نیز رسیده بودند.

http://opengardensblog.futuretext.com/archives/number.JPG

خوب حالا بیایید که این تحقیق را اینجا دوباره تکرار کنیم. برای این کار عددی بین ۱ تا ۲۰ را انتخاب کنید و در قسمت نظرات آنرا اعلام کنید. لطفا جنسیت و سن خود را نیز اعلام کنید.

توجه: قبل از رقتن به قسمت نظرات عدد مورد نظر خود را انتخاب کنید.

تعداد شرکت کنندگان تاکنون : ۱۲۸ نفر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

Blobfish

موجودی که در بالا می بینید Blobfish نام دارد و در آبهای استرالیا و تاسمانی زندگی می کند. این موجود در اعماق دریا رندگی میکند و بسیار نادر می باشد. چگالی بدن ژلاتینی این جانور اندکی از آب کمتر می باشد که به همین دلیل می تواند بدون صرف انرژی در آب و بر روی کف دریا حرکت کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

نقش رجب

مطالب این قسمت اختصاص دارد به بررسی اثر تاریخی نقش رجب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

حضرت امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرمایند:

   « و حتی لا یبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.»

   « تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم! هیهات، هیهات که فرج ما واقع نمی شود مگر بعد از آن که تیره ها از بین بروند و فقط صاف ها بمانند.»

 

امام جواد(ع) می فرمایند: « امام بعد از من، پسرم (امام هادی) است که امر او، امر من و گفته او، گفته من و اطاعت او، اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن(امام حسن عسگری) است که امر او، امر پدرش، گفته او، گفته پدرش و اطاعت او، اطاعت پدرش می باشد (آنگاه امام جواد سکوت کردند) عرضه شد: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ (امام جواد) به شدت گریست و فرمود: بعد از حسن، پسر او قائم و منتَظر است.

 

   گفته شد: چرا به او «قائم» گفته می شود؟ فرمود: زیرا او بعد از آنکه یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آن که بیشتر قایلان به امامتش از اعتقاد خود بازگردند او ظهور می کند.

 

   گفته شد: چرا به او «منتَظر» می گویند؟ فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص، ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند، (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.

 

داستانهایی در مورد ملاقات با امام زمان : لینک

نیمه شعبان مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

 

مطالب این قسمت:

زندگی نامه عبید زاکانی

عبید زاکانی و «عشاق نامه»

قطعه ای از داستان موش و گربه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
دانته ( Dante Alighieri )

مطالب این قسمت:

زندگی نامه دانته

کمدی الهی

دانته و فیزیک الهی

چهره سازی دانته

دانلود کتابهای دانته


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

مشهد اردهال

هرسال در دومین جمعه مهر ماه، اهالی شهر کاشان و روستاهای اطراف، درمشهد اردهال جمع می شوند تا در مراسمی با نام قالی شویان که نمادی از شستن خون سلطان علی بن محمد باقر است، شرکت کنند. آنها در این مراسم، چوبهایی را در دست دارند که با آن قالی را در چشمه می شورند و به صحن حرم باز می گردانند.  بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

کشف دنباله عظیم یک ستاره برای نخستین بار

دنباله این ستاره در حال مرگ مسافت خارق العاده ای به طول 13 سال نوری را دربرمی گیرد
 
اخترشناسان می گویند یک ستاره دورافتاده که با سرعت خارق العاده ای در فضا حرکت می کند دارای دنباله عظیمی به طول 13 سال نوری است. دنباله این ستاره توسط تلسکوپ فضایی "کاشف تکامل کهکشانی" یا "گالکس" (Galaxy Evolution Eplorer) متعلق به ناسا کشف شد. محققان گفتند تاکنون چیزی شبیه این در اطراف هیچ ستاره ای کشف نشده بود.

آنها معتقدند که این ستاره به نام مایرا به آنها کمک خواهد کرد بفهمند یک ستاره هنگام روبرو شدن با سرنوشت نهایی خود چه چیزی را تجربه می کند. مارک سیبرت، منجم رصدخانه های کارنِگی در شهر پاسادینا در جنوب کالیفرنیا و از نویسندگان مقاله ای که در نشریه "نیچر" چاپ شده است گفت: "این یک پدیده کاملا تازه برای ماست، و ما هنوز در تلاشیم فیزیک این پدیده را درک کنیم."

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

ارزانترین روش کنترل جمعیت !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

شام آخر

در پی اعلام تئوری جدیدی در مورد تابلوی معروف داوینچی، میلیونها نفر از سراسر دنیا برای دریافت اطلاعات بیشتر به اینترنت هجوم آوردند.

وبسایتهای leonardodavinci.tv ، codicedavinci.tv, cenacolo. biz و leonardo2007.com پس از آنکه بازدید کننده هایشان از ۱۵ میلیون نفر گذشت از ارائه سرویس باز ماندند.

Slavisa Pesci، یک متخصص امور کامپیوتری پس از ترکیب تابلوی شام آخر با تصویر آیینه ای ( mirror image) آن تصویر جدیدی را تولید کرد.

 در این تصویر زنی در سمت چپ حضرت عیسی قرار دارد که ظاهرا نوزادی را در آغوش دارد. همچنین در روبروی حضرت عیسی در تصویر جدید یک جام مشاهده می شود.

شام آخر


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

عَلَم

تاریخچه عَلَم

نگاره‌های علم

علم‌های موجود در آرامگاه‌ها

علامت زرکوب فولادی

علمهای چوبی

 اصطلاحات عَلم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

http://www.lhup.edu/~dsimanek/scenario/holmsmag.gif

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند . نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت :" میلیون ها ستاره می بینم ".هلمز گفت: " چه نتیجه ای می گیری؟ ". واتسون گفت : "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: " واتسون ! تو احمقی بیش نیستی ! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند. (منبع)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

یک زن ماهیگیر در مالزی یک نوع کوسه صید کرده است که دارای اندامی به شکل پا می باشد. بنا بر گفته اساتید دانشگاه USM در مالزی این اولین بار است که این گونه ماهی در آبهای مالزی یافت شده است. این امکان وجود دارد که این ماهی از جای دیگری به آبهای مالزی آمده باشد. وزن این ماهی ۱.۷ کیلوگرم می باشد.  ( منبع )


صید ماهی دارای پا

صید ماهی دارای پا

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

شش روز قبل از رحلت سمرى، توقيعى از سوى امام دوازدهم (عج) صادر شد كه در آن توقيع، صاحب الامر عليه السلام مرگ نايب چهارم را پيشگويى و زمان مرگ او را نيز تعيين كرده بود. متن توقيع نمايانگر پايان غيبت صغرى و انقطاع نيابت خاصه و آغاز غيبت كبرى و نيابت عامه مى‏باشد.

اين توقيع در بسيارى از كتاب‌هاى حديثى با اختلاف اندكى آمده است، اين توقيع شريف در اینجا از كتاب احتجاج مرحوم طبرسى كه مشتمل بر مقدمه‏اى هم هست، نقل شده است.

مرحوم طبرسى مى‏نويسد: «دربانان و سفرايى (يعنى: نواب) كه در غيبت صغرى مدح بسيارى از آن شده و مورد رضايت امام زمان عليه السلام بودند، نخستين آنها شيخ موثق ابوعمر و عثمان بن سعيد عمرى است كه ابتداء امام هادى او را به اين سمت منصوب و سپس فرزندش امام حسن عسكرى عليه السلام او را ابقاء نمود، و آن مرد بزرگ هم، كارهاى آن دو امام را در زمان حيات آنها به عهده گرفت و بعد از آن دو بزرگوار، قيام به انجام كارهاى امام زمان عليه السلام نمود؛ توقيعات و جواب مسائل شيعيان هم، به دست او صادر مى‏گشت. زمانى كه عثمان بن سعيد به جوار حق پيوست، فرزندش محمدبن عثمان به جاى وى نشست، و رسيدگى به همه كارهاى او را به عهده گرفت. وقتى او هم وفات يافت، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى جانشين وى گرديد، و بعد از درگذشت وى ابوالحسن على بن محمد سمرى به جاى او نشست. هيچ يك از اينان، بدين منصب بزرگ نرسيدند؛ مگر اين كه قبلاً از طرف صاحب الامر عليه السلام فرمان انتصاب آنها صادر مى‏گشت و شخص قبل از او، جانشين خود را تعيين مى‏نمود؛ شيعيان هم تا معجزه حضرت صاحب الامر عليه السلام را كه دليل بر راستگويى و صحت نيابت آنها بود، از آنان آشكار نمى‏شد، گفتارشان را نمى‏پذيرفتند.

هنگامى كه زمان رحلت ابوالحسن سمرى فرا رسيد و مرگ وى نزديك گرديد، به وى گفتند: چه كسى را جانشين خودتان قرار مى‏دهيد؟ او در جواب، توقيعى درآورد و به مردم نشان داد، كه متن آن بدين گونه است: (1)

بسم الله الرحمن الرحيم

«يا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانك فيك، فانك ميت ما بينك و بين ستة ايام، فاجمع امرك و لاتوص الى احد فيقوم مقامك بعد وفاتك، فقد وقعت الغيبة التامة (2) فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذكره، و ذلك بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً.

و سيأتى الى شيعتى(3) من يدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفيانى و الصيحة فهو كذاب مفتر، ولا حول ولا قول الا بالله العلى العلى العظيم. فنسخوا هذا التوقيع و خرجوا، فلما كان اليوم السادس عادوا اليه و هو يجود بنفسه فقال له بعض الناس: من وصيك من بعدك؟

فقال: لله امر هو بالعه، و قضى فهذا آخر كلام سمع منه (ره). »(4)

«اى على بن محمد سمرى خداوند پاداش برادران دينى تو را در مصيبت مرگ تو بزرگ دارد، تو از اكنون تا شش روز ديگر خواهى مرد، پس امر (حساب و كتاب) خود را جمع و جور كن، و درباره نيابت و وكالت به هيچ كس وصيت مكن تا به جاى تو بنشيند؛ زيرا غيبت كامل فرا رسيده است، ديگر تا آن روزى كه خداى تبارك و تعالى بخواهد، ظهورى نخواهد بود و آن پس از مدت درازى خواهد بود كه دل‌ها را سختى و قساوت فرا گيرد و زمين از ستم و بيداد پر گردد. به زودى از شيعيان من ادعاى مشاهده خواهند كرد، بدان هر كس كه پيش از خروج سفيانى و بر آمدن صيحه و بانگى از آسمان، ادعاى ديدن من را نمايد، دروغگو و تهمت زننده است. قدرت و توانايى از آن خداوند بلند پايه بزرگ است و بس .

(حضار) از توقيع شريف نسخه برداشته و از نزد او بيرون رفتند و چون روز ششم شد، به سوى او بازگشتند، و ديدند نزديك است جان به جان آفرين تسليم كند، به وى گفتند: جانشين شما كيست؟ فرمود: خدا را مشيتى است كه خود انجام خواهد داد. اين مطلب را گفت و درگذشت، و آخرين سخنى كه از او شنيده شد، همين بود. خداوند متعال او را رحمت كند.»

پى‏نوشت‌ها:

1- مرحوم شيخ صدوق در «كمال الدين» سند اين توقيع را چنين بيان مى‏كند: «حدثنا ابومحمد الحسن بن احمد المكتب قال: كنت بمدينة السلام فى السنة التى توفى فيها الشيخ على بن محمد السمرى قدس الله روحه فحضرته قبل و فاته بايامم فاخرج الى الناس توقيعاً نسخته... »: شيخ صدوق روايت مى‏كند كه احمدبن حسن مكتب مى‏گفت: «در همان سالى كه شيخ ابوالحسن على بن محمد سمرى قدس سره وفات يافت، من در بغداد بودم، چند روز پيش از رحلتش به خدمت وى رسيدم، آن بزرگوار توقيعى كه از ناحيه مقدسه صادر شده بود، به اين عبارت براى مردم خواند... (كمال الدين ، ج 2، ص 516، حديث 44)

2- در كمال الدين، «الغيبة الثانيه» آمده است. (كمال الدين ، ج 2، ص 516، حديث 44)

3- در الغيبة و كمال الدين «و سيأتى شيعتى» آمده است (الغيبة، ص 395، كمال الدين، ص 516)

4- الاحتجاج، ج 2، ص 478/ كمال الدين، ح 2، ص 516، حديث 44 / الغيبة، ص 395، حديث 365/ بحارالانوار، ج 51، ص 360، حديث 7 و ج 2، ص 151، حديث 1، و ج 53، ص 318/ اعلام الورى، ص 417/ الخرايج، ص .1129/ عقيدة الشيعه، ص 48 و...

برگرفته از زندگانى نواب خاص امام زمان (عج)، ص 121 - 311.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

لباس ارتش ایران

این پست اختصاص دارد به تصاویری از لباس و سازو برگ ارتش ایران در دوره های مختلف تاریخی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

میدانیم که نظریه‌هایی مثل ابر ریسمان جهان را با ابعاد بیشتر از 3 بعد می‌‌دانند. اما یک جهان 4بعدی چگونه خواهد بود؟ منظور از بعد چهارم زمان نیست بلکه بعدی فیزیکی است که بر سه بعد ما عمود است. برای درک بهتر این بعد بهتر است بعد سوم را با بعد دوم مقایسه کنیم.

بعد چهارمImage:Tesseract.gif

Tesseract جسمی است که به عنوان یک مکعب چهار بعدی شناخته می شود.

با این کار ما می‌توانیم رابطه این دو را به رابطه بعد سوم و چهارم تعمیم دهیم. خوب ما میدانیم که یک کاغذ دو بعد دارد (از ضخامت صرف نظر کنید) :طول و عرض ما می‌‌توانیم این دو خط را در کاغذ بر هم عمود رسم کنیم اما آیا می‌توانید خط سومی هم روی کاغذ عمود بر ان دو رسم کنید؟ نه برای رسم این خط ما به بعد سوم نیاز داریم.

در مورد بعد چهارم هم همینطور است: بعدی که می‌توان از ان خطی بر مکعب عمود کرد. به بعد دوم بر می‌گردیم. بیاید حیاتی را در بعد دوم در نظر بگیریم در این جهان دو بعدی موجوداتی زندگی می‌‌کنند: مربع‌ها مثلثها چند ضلعی‌ها و دایره. حالا سراغ مربع میرویم. این موجود اطرافیان و اجسام را به صورت خط می‌‌بیند دقت کنید خود ما هم اطراف خود را دو بعدی می‌‌بینیم (مضحک به نظر میرسد!) ولی خیلی ساده دوری و نزدیکی را درک می‌‌کنیم.

او چه خواهد دید؟ او اول یک نقطه می‌‌بیند که از هیچ به وجود آمده و هر لحظه به قطر آن افزوده و سپس کم و ناپدید می‌شود! پس اگر یک کره چهار بعدی در جهان ما بیفتد ما یک نقطه می‌‌بینیم که به یک کره تبدیل می‌شود و سپس هر لحظه بزرگ‌تر می‌شود. سپس کوچک و نا پدید می‌شود!

سفر در زمان

نیوتن فکر می‌کرد که زمان چیز است که در همه‌ی عالم یکسان است. یعنی ساعت روی دست شما و ساعتی که در فلان ستاره است یک جور کار می‌کند. اما انیشتین این موضوع را تغییر داد. او گفت که برای اینکه معادلات فیزیک در دنیا صادق باشند (هم روی زمین و هم در فلان ستاره) باید طوری بشود که ساعتها در دنیا تفاوت کنند. یعنی زمان حول و حوش ستاره‌ای که خیلی سنگین است، خیلی تندتر بگذرد و روی یک ستاره‌ی سبک زمان باید کندتر بگذرد. پس در جایی که هیچ جرمی نیست (مثل فضای بین ستاره ها) زمان خیلی خیلی کند جلو می‌رود. نه اینکه ساعتتان خراب باشد. یعنی اینکه اگر با ساعت  خود به آنجا برویم چیزی از کندی زمان نمی‌فهمیم. اما اگر کسی از زمین بتواند ساعت ما را بخواند می‌فهمد که ساعت ما مثل وقتی که روی زمین بود کار نمی‌کند.

و در آخر اینکه هر چقدر سرعت بیشتر باشد زمان دیرتر میگذرد یعنی اگر به سرعت نور برسیم گذشت زمان صفر می‌شود و اگر بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم زمان به عقب بر می‌گرد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

معبد آکشاردام ( Akshardham) در دلهی نو ( New delhi) نشانگر ۱۰،۰۰۰ سال از فرهنگ هند می باشد.

این معبد که آمیخته ای از تکنولوژی و معماری نوین می باشد توسط بیش از ۱۱،۰۰۰ کارگر و معمار هندی در تاریخ ۶ نوامبر سال ۲۰۰۵ میلادی ساخت آن پایان پذیرفت. این بنا هم اکنون یکی از جاذبه های توریستی کشور هند به شمار می رود. منبع

معبد آکشاردام ( Akshardham )

معبد آکشاردام ( Akshardham )

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
لطفا مطلب زیر را به دقت بخوانید.

تصویری که مشاهده خواهید کرد دو دلفین کاملا شبیه هم را در حال جهش از آب نشان می دهد. تحقیقات نشان داده است که افرادی که دارای فکری آرام هستند این دو دلفین را کاملا شبیه هم می بینند در حالی که افراد دارای استرس تفاوتهایی جزیی را مشاهده خواهند کرد. این تصویر که با استفاده از جدیدترین تکنولوژی گرافیک ساخته شده روانشناسان را برای تشخیص میزان استرس بیماران کمک خواهد کرد.

تصویر را در ادامه مطلب به دقت ببینید و نظر خود را در این زمینه اعلام کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

زهیر بن قین

 

« زهیر بن قین بن قیس انماری یجلی» از مردان شریف و بزرگ قبیله خود بود که در کوفه در میان قوم خود می زیست او مردی شجاع بود و دلاوریهای وی در جنگها مشهود و معروف بود، زهیر در ابتدا عثمانی و از طرفداران عثمان بود، ولی پس از آن که در سال 60 هجری با خانواده اش از سفر حج باز می گشت در اثر هدایت الهی از عقیده خود دست کشید و از شیعیان علی و اهل بیت علیهم السلام شد و با امام حسین علیه السلام همراه شد و به کربلا آمد.

وی از حامیان و یاران درجه اول سیدالشهداء علیه السلام بود و سخنان و مبارزات وی به آن گواهی می دهد، زهیر از فرماندهان بزرگ سپاه امام علیه السلام است که حضرت وی را به فرماندهی میمنه (سمت راست) سپاه خود گمارد وی چندین بار سپاه دشمن را نصیحت کرد و آنان را از رو در رویی با امام علیه السلام بیم داد.

نصیحت زهیر به سپاه یزید در کربلا

 یکی از راویان لشگر عمر بن سعد به نام « کثیر بن عبدالله شعبی » نقل می کند که صبح عاشورا، زهیر بن قین در حالی که سوار بر اسب بود و لباس جنگ بر تن داشت، به سوی لشگر عمر بن سعد آمد و خطاب به آنان گفت:
ای کوفیان! از عذاب خدا بترسید. حق مسلمان بر مسلمان این است که برادرش را نصیحت کند. ما اکنون برادریم و تا پیش از جنگ، بر یک دین و آیین هستیم. اما وقتی کار به جنگ بکشد، شما یک امت و ما امت دیگری خواهیم بود. خدا ما را به وسیله خاندان رسولش در آزمونی بزرگ قرار داده و ما را خواهد آزمود.

من شما را به یاری این خاندان و ترک یاری یزید و عبیدالله بن زیاد فرا می خوانم؛ زیرا شما در حکومت اینان جز سوء رفتار و قتل و کشتار و به دار آویختن حافظان قرآن همانند « حجر بن عدی » و اصحاب او و « هانی بن عروه و امثال او ندیده اید.

سپاهیان عمر بن سعد به زهیر ناسزا گفتند و عبیدالله را مدح و دعا کردند. سپس گفتند:
ما از این جا نمی‌رویم تا حسین و یارانش را بکشیم، یا آنها را نزد عبیدالله ببریم.

زهیر گفت:
ای بندگان خدا، فرزند فاطمه به محبت و یاری شما سزاوارتر از پسر سمیّه (عبیدالله بن زیاد) است. اگر او را یاری نمی‌کنید، دست خود را به خون او آلوده نکنید. رهایش کنید تا یزید هر گونه می‌خواهد با او رفتار کند. به جان خودم سوگند، یزید بدون کشتن حسین نیز از شما خشنود خواهد بود. در این هنگام، شمر تیری به سوی زهیر پرتاب کرد و گفت:« ساکت باش! خدا صدای تو را فرو نشاند، ما را خسته کردی بس که سخن گفتی!»

زهیر در پاسخ گفت:
من با تو سخن نمی‌گویم، تو حیوانی بیش نیستی! من گمان ندارم حتی دو آیه از کتاب خدا را بدانی. مژده باد تو را رسوایی روز قیامت و عذاب دردناک الهی!
شمر گفت:« خدا تو و امام تو را پس از ساعتی خواهد کشت.»

زهیر گفت:
مرا از مرگ می ترسانی؟! به خدا سوگند شهادت با حسین علیه السلام در نظر من از زندگانی جاودانه با شما بهتر است.

آن گاه رو به مردم کرد و با صدایی بلند گفت:
ای بندگان خدا، این مرد درشتخوی، شما را نفریبد. به خدا سوگند، شفاعت رسول خدا هرگز به گروهی که خون فرزندان و خاندان او را بریزند و یاران آنها را بکشند، نخواهد رسید.

آن گاه مردی از یاران امام بانگ برداشت:
ای زهیر! باز گرد. امام می فرماید: به جان خودم سوگند، همان گونه که مؤمن آل فرعون قومش را نصیحت کرد، تو نیز در نصیحت این گمراهان وظیفه‌ات را انجام دادی و در دعوت آنها به راه مستقیم پافشاری کردی، اگر سودی داشته باشد.

زهیر و شهادت در کربلا

 هنگامی که شمر و همراهانش به خیمه‌های امام حسین علیه السلام حمله کردند، زهیر بن قین و چند تن از یاران امام، شمر و اصحابش را از خیمه‌ها دور ساختند و چند تن از آنها را کشتند، و نیز بعد از آنکه حبیب بن مظاهر به شهادت رسید و آتش جنگ شعله‌ور شد، زهیر به همراه حر بن یزید مبارزه ای دلاورانه کرد و هر گاه یکی از آنان در محاصره دشمن قرار می‌گرفت، دیگری وی را نجات می داد.

پس از مبارزه حر، پس از آنکه امام علیه السلام نماز ظهر را به جا آورد، زهیر دوباره به میدان رفت و دلاورانه جنگید و کسی همانند مبارزه و دلاوری‌های زهیر را کسی ندیده و نشنیده است. می‌گویند زهیر در این مبارزه 120 نفر را به هلاکت رساند.  وی پیوسته به سپاه دشمن حمله می‌کرد و رجز می‌خواند:« من زهیر پسر قین هستم، شما را با شمشیرم از حسین علیه السلام دور می‌سازم و از وی حمایت می‌کنم.»

آن‌گاه به سوی امام بازگشت و این شعر را خواند:« جانم به فدای تو که هدایت شده و راهنما هستی. امروز جدت نبی اکرم و حسن مجتبی و علی مرتضی و جعفر طیار، آن جوانمرد شجاع، و حمزه، شیر خدا و شهید زنده، را دیدار خواهی کرد.»

گویا زهیر با این اشعار با امام علیه السلام خداحافظی نمود و بار دیگر به میدان مبارزه بازگشت و پس از مبارزه سختی، بشیر بن عبدالله شعبی و مهاجر بن اوس تمیمی بر او حمله بردند و او را به شهادت رساندند. هنگامی که زهیر بن قین به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام بر بالین وی ایستاد و فرمود:«ای زهیر! خداوند تو را از لطف خود دور ندارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به لعنت ابدی خود گرفتار کند.»

وقتی خبر کشته شدن زهیر بن قین در رکاب امام علیه السلام به همسر باوفای او رسید به غلامش گفت:« برو مولایت زهیر را کفن کن.»  غلام زهیر وقتی بدن مطهر امام حسین علیه السلام را عریان در قتلگاه مشاهده کرد، با خود گفت:« چگونه مولایم زهیر را کفن کنم، ولی حسین علیه السلام را رها نمایم و عریان بگذارم؟! به خدا سوگند که چنین نکنم.»

سپس امام را در پارچه‌ای که همراه داشت پیچید و زهیر را در پارچه‌ای پاره کفن کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

امیل زولا (Emile Zola)

این پست اختصاص دارد به شرحی بر سبک ناتورالیسم و زندگی نامه یکی از مشاهیر و پیشگامان این سبک، امیل زولا نویسنده شهیر فرانسوی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

مطالب این قسمت:

استخاره چیست ؟

احادیثی در مورد استخاره

زمان استخاره

استخاره به قران مجید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

پرونده دریفوس

 این مقاله به باز خوانی و مطالعۀ یکی از تاثیر گذارترین رویدادهای قرن گذشته می پردازد. رویدادی که نقطۀ آغاز بسیاری از مجادلات قرن حاضر بوده است و تاثیری انکار ناشدنی بر مباحثات فکری و قلمی این قرن نهاد؛ پروندۀ دریفوس. ماجرای دریفوس زادگاه یکی از شگرفترین مفاهیم فکری قرن حاضر و شکل دهندۀ طبقه ای از افراد بود که ما امروزه آنان را بنام روشنفکر می شناسیم. بقیه ماجرا را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

اثبات اینکه ۱=۲ همواره راه حلهای جالبی را در پی داشته است. به عنوان مثال به مثال زیر توجه کنید:

  • Step 1: Let a=b.
  • Step 2: Then  (IMAGE) ,
  • Step 3:  (IMAGE) ,
  • Step 4:  (IMAGE) ,
  • Step 5:  (IMAGE) ,
  • Step 6: and  (IMAGE) .

  • Step 7: This can be written as  (IMAGE) ,
  • Step 8: and cancelling the  (IMAGE) from both sides gives 1=2.

این راه حل که در نگاه اول کاملا درست به نظر می رسد دارای یک اشتباه اساسی می باشد که عملا درستی آن را رد می کند. آیا می توانید بگویید کدام مرحله اشتباه است؟

درست فکر کردید! مرحله آخر اشتباه است چون  (IMAGE) و تقسیم بر صفر امکان پذیر نمی باشد.

مثال دیگری از این قبیل راه حلها، اثبات ۱=۲ با استفاده از اعداد مختلط می باشد.

  • Step 1: -1/1 = 1/-1

  • Step 2: Taking the square root of both sides:  (IMAGE)

  • Step 3: Simplifying:  (IMAGE)

  • Step 4: In other words, i/1 = 1/i.

  • Step 5: Therefore, i / 2 = 1 / (2i),

  • Step 6: i/2 + 3/(2i) = 1/(2i) + 3/(2i),

  • Step 7: i (i/2 + 3/(2i) ) = i ( 1/(2i) + 3/(2i) ),

  • Step 8:  (IMAGE) ,

  • Step 9: (-1)/2 + 3/2 = 1/2 + 3/2,

  • Step 10: and this shows that 1=2.

    آیا می توانید اشتباه این راه حل را پیدا کنید؟

    برای دیدن مسائلی بیشتر از این قبیل به http://en.wikipedia.org/wiki/False_proof مراجعه کنید.

  • + نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
    قدیمی ترین مداد پیدا شده در جهان
    Photo courtesy of Sandra Suppa, FABER-CASTELL GmbH & Co., Germany
     
    قدیمی ترین مداد پیدا شده در جهان. این مداد بر روی سقف یکی از خانه های قدیمی ( قرن ۱۷) در آلمان پیدا شده است.
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

    خانواده یمنی مقیم امارات مدعی شد دستنوشته پیامبر اکرم (ص) به هرقل یا هراکلیوس پادشاه روم شرقی را که قدمت آن به بیش از هزار سال پیش می‌رسد، نگهداری می‌‌کرده است. 

    به گزارش  مهر به نقل از منابع اینترنتی، کارشناسان و متخصصان قدمت نامه پیامبر اکرم(ص) به هرقل یا هراکلیوس پادشاه روم شرقی را به بیش از هزار سال پیش تخمین زدند که بر اساس اسناد معتبر و با استفاده از تکنولوژی روز این قدمت به اثبات رسیده است.

    دستنوشته پیامبر اکرم (ص) به هرقل یا هراکلیوس پادشاه روم

    اگر چه خبرگزاری‌ها گفته‌اند که نامه اصلی پیامبر اکرم (ص) به پادشاه روم در بانک مرکزی اردن و یا در موزه اسلامی استانبول نگهداری می شد اما این نامه تنها نسخه موجود از نامه به پادشاه روم است که بیش از هزار سال پیش توسط نبی اکرم(ص) نوشته شده و در همه جهان اسلام بی‌نظیر است.

    طول این نامه به 31 سانتی‌متر و عرض آن به 20 سانتی‌متر می‌رسد و کارشناسان گفته‌اند که بر ورق بردی و با جوهر خاص آن دوران نوشته شده و هیچ نامه‌ای از این نوع ورق بعد از سال 300 سال هجری نوشته نشده است.

    این نامه که به صورت میراث خانوادگی یمنی‌ها بوده است، از قرن‌ها پیش و نسل به نسل توسط این خانواده یمنی نگهداری شد.

    بر اساس کارشناسی‌هایی از سوی متخصصان آلمانی و مصری طول عمر این نامه کمتر از هزار سال نیست و دکتر کوریا از بخش دست‌نوشته‌های عربی کتابخانه ملی برلین، پروفسور دی ام استاد دانشگاه کلن و از بخش دست‌نوشته های عربی موزه برلین و دکتر آدولف گروهمن از کتابخانه مصر اعلام کردند که این نسخه ما بین دو قرن دوم و سوم هجری نوشته شده است و خود رومی‌ها از ترس از بین رفتن آن، سعی در حفظ آن کردند.
     

    متن اصلی نامه به این صورت است: (بسم الله الرحمن الرحیم من محمد بن عبد الله ورسوله الی هرقل عظیم الروم سلام علی من اتبع الهدی اما بعد فانی ادعوک بدعایة الاسلام اسلم تسلم وأسلم یؤتک الله اجرک مرتین فإن تولیت فعلیک اثم الأریسین قل یا أهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم ان لا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فإن تولوا فقولو اشهدوا بأنا مسلمون).

    دستنوشته پیامبر اکرم (ص) به هرقل یا هراکلیوس پادشاه روم

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
    اگه همچین امتحانی رو ازتون بگیرن چند میشین ( وقت امتحان : ۱ دقیقه) ؟  جواب در ادامه مطلب

    تست هوش در امتحان !


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

    حمل شاتل Atlantis  به پایگاه کندی پس از تعمیرات در سال ۱۹۹۸

    حمل شاتل Atlantis  به پایگاه کندی پس از تعمیرات

    + نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
     

    ابوعبدالله جعفرابن محمد رودکی در تاريخ ادب به عنوان پدر شعرفارسی شهرت دارد. وی در قرن سوم هجری قمري/ نيمه دوم قرن نهم ميلادی در روستای پنج رودک، دوفرسنگی سمرقند، زاده شد و در همان روستای زادگاه خويش از جهان رفت. وی از نوجوانی، قرآن را از بر داشت و با صدايی دلکش می خواند و از استادی بنام ابولعبک بختيار، درس نواختن بربط می گرفت. به زودی شهرت خنياگری و آواز خوش او با شعرهايی که خود می سرود، به همه جا رسيد و امير خراسان، نصربن احمد سامانی، را واداشت تا او را به دربار خويش بخواند.


    رودکی در دربار سامانيان که مردمان آزاد انديش و هنرپرور بودند، از مکنت و تجمل بسيار برخوردار شد. نوشته اند هنگامی که رودکی همراه نصربن احمد از هرات به بخارا می رفت چهارصد شتر زيربنه او بود. وی مردانی بزرگ چون امير نصر سامانی، ماکان کاکی از سرداران و اميران بزرگ ديلمی و ابوالفضل بلعمی وزير دانشمند دربار سامانی را، که جايزه های کلان به او می دادند، در اشعار بسيار زيبا و استادانه خويش ستوده است. با اين همه، رودکی شاعری ستايشگر نبود. شعرش روان، ساده، دل انگيز و سرشار از شوق و ستايش لذات و شادی های زندگی است.

     

                                        زندگی نامه رودکی

     
    اهميت رودکی در تاريخ ادب ما نه تنها به سبب آن است که وی پيش از شاعران بزرگ ديگر به سرودن شعر فارسی روی آورد، بلکه از آن جهت نيز هست که انواع مختلف شعر فارسی را به زيباترين و رساترين صورت ابداع کرد. او نخستين شاعری است که قالب های گوناگون شعر فارسی را بر پايه ای استوار بنا نهاد و راه را برای ظهور بزرگانی چون فردوسی و ساير استادان عصر غزنوی هموار کرد. پيدايش رباعی را در شعر فارسی طی داستان زيبائی به رودکی نسبت می دهند. رباعی شعری است کوتاه، مرکب از چهار پاره يا مصراع به وزنی خاص. نقل کرده اند که روزی رودکی چند کودک را ديد که گردو بازی می کردند.

     جمعی از مردم، شيفته ظرافت و هيجان کودکانه، به دور ايشان گرد آمده بودند. رودکی به جمع آنان پيوست. کودکی شيرين زبان ضمن غلتاندن گردو با سخنانی موزون اشتياق خود را برای افتادن آن در گودالی کوچک که به اين منظور کنده بودند بيان می داشت و می خواند: " غلتان غلتان همی رود تا بن گود" حرکت ملايم گردو به سوی گود و انتظار و هيجان بازی و شيرينی رفتار کودک که همه را فريفته خود ساخته بود، چنان در طبع نازک شاعر اثر کرد که از آن پس رباعی های بسيار بر اين وزن و آهنگ سرود.


    رودکی اشعار خود را به آواز خويش همراه نواختن چنگ و بربط می خواند. تاثير عظيم شعر معروف او: " بوی جوی موليان آيد همي" در ادب فارسی مثل است. نوشته اند که اميران و سپاهيان دربار امير نصر سامانی از توقف طولانی او در هرات که حدود چهارسال به طول انجاميد ملول شده بودند. ناچار به رودکی روی آوردند تا به طريقی امير را به سوی پايتخت يعنی بخارا روانه کند. رودکی بربط برگرفت و به حضور امير رفت و به آوايی خوش برخواند:


    بوی جوی موليان آيد همی        ياد يار مهربان آيد همی
    ريگ آموی و درشتی های او
        
     زيرپايم پرنيان آيد همی
    آب جيحون با همه پهناوری
          
    خنگ ما را تا ميان آيد همی
    مير سرو است و بخارا بوستان
        سر و سوی بوستان آيد همی


    اين نغمه های خوش چنان در دل امير موثر افتاد که نوشته اند حتی به قدر پوشيدن کفش ها معطل نشد. بی موزه (چکمه) پای در رکاب اسب نهاد و به سوی بخارا راه افتاد. وی اسماعیلی بود و نصر نیز نخستین امیری بود که این مذهب را پذیرفت و به مبلغین اسماعیلی اجازه داد تا در قلمروش آزادانه مذهب خود را تبلیغ کنند.

     

    رودکی به داشتن بيش از صد هزار يا به روايتی ديگر يک ميليون و سيصد هزار بيت شعر در زمان خود ممتاز بوده است. اکنون ازاشعار او کمتر از هزار بيت پراکنده بر جای مانده، اما نوشته اند که وی با اشاره ابوالفضل بلعمی وزير ادب دوست امير نصر سامانی، کتاب کليله و دمنه را به نظم آورد. در هنگام نظم کليله و دمنه، رودکی کور بوده و ناچار گزارشگری در برابر او می نشسته و کتاب را برای او می خوانده است.


    اميرنصر سامانی و وزيران با فرهنگ او، ابوالفضل بلعمی و ابوعبدالله جيهانی، به مذهب شيعه اسماعيليه و خلفای فاطمی گرايش هايی داشتند. از رودکی نيز ابياتی در اشاره به اين اعتقاد باقی مانده است. پس از عزل امير نصر پسر او نوح به امارات منصوب شد و دربار سامانی با وزارت فقيهی متعصب، ديگر از آن شور و حال و ذوق و انديشه که در زمان امير نصر از آن سرشار بود تهی ماند. البته نمی توان اتهام امير نصر و ساير معاصران و درباريان او را تنها گرايش به حکومت فاطميان مصر دانست. آزاد انديشی و زيبا پرستی که بيشتر به روح ايرانی و زنده شدن خاطرات فرهنگ کهن اين سرزمين مربوط می شد با فضای خشک مذهبی که می بايست مردم را مطيع و اسير خلافت بغداد نگاه دارد مخالف بود و موجب تحريک های دائم و روزافزون بر ضد امير ايرانی می گرديد.


    در اشعار رودکی، توصيف تاکستان ها و کارهايی که برای تهيه شراب از انگورهای درخشان آبدار انجام می شود بسيار آمده است. تنها قصيده کامل و تام و تمامی که از وی در دست است، قصيده " مادر مي"، با شرح شاعرانه انگور چيدن و شراب انداختن آغاز می شود. نغمه های دل نشين پرندگان و شادی و نشاط انسان در لذت بردن از زندگی زمينه اشعار اوست. اغتنام فرصت که بعدها موضوع اصلی شعر خيام و سعدی و حافظ است نخستين بار در آثار رودکی ديده می شود. با اين همه، رودکی شيرينی لذت زندگانی و شادکامی و شاد خواری را همه جا با بينش عميق فلسفی درباره ناپايداری جهان و اندوه و افسوس به گذر تند و بی امان دنيا درهم آميخته است.
    پس از خلع نصر سامانی، عده‌ای در پی آزار و اذیت رودکی و سایر اسماعیلیان برآمدند، رودکی از دربار طرد شد و در فقر درگذشت.

     

                                            زندگی نامه رودکی

    + نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

    دیوار چین (China Great Wall)

    دیوار چین یا دیوار بزرگ چین (China Great Wall)، یک بنای عضیم چینی است که ساخت آن حدود ۱۴۰۰ سال، یعنی از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن هفدم (میلادی) ادامه پیدا کرد و به منظور مقابله با هجوم اقوام مهاجر عشایر، همچون مغول‌ها، ترک‌ها و هون‌ها ساخته شده بود. شروع ساخت این دژ بزرگ به اولین امپراطوِر چین، یعنی کین شین هوانگ در بین سالهای ۲۳۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ قبل از میلاد بر می‌گردد و پایان آن در زمان حکومت سلسله مینگ انجام پذیرفت. این بنا با ۶۳۵۲ متر طول، به این ترتیب از لحاظ جرم و حجم بزرگترین ساختمان جهان می‌باشد.

     
    همانطور كه مي دانيد يكی از شاهكارهای معماری بشر، ديوار چين است. دیوار چین در سال 1987 توسط سازمان یونسکو، جزو یکی از آثار باستانی دنیا قرار گرفت. این دیوار مانند یک اژدهای عظیم، به طول 6700 کیلومتر از میان صحراها، چمنزارها، کوه ها و فلات ها، از غرب تا شرق کشور چین عبور کرده است. اين ديواردر حدود ۲۷۰۰ سال پيش ساخته شده است که در حال حاضر قسمت هایی از آن در حال تخریب است یا به کلی ناپدید شده است. ديوار چين تنها ساخته بشر است که اگر از جو زمين خارج شويم، ميتوانيم آنرا ببينيم. با این حال، این دیوارهنوز هم یکی از جاذبه های گردشگری در دنیا به شمار می رود که دارای معماری با شکوه و عظیمی است و از لحاظ تاریخی ارزش بسیاری دارد و با عظمتی كه دارد هزاران چشم را به خود خيره نگه می دارد.

    دیوار چین (China Great Wall)

    پیشینه این دیوار
    این دیوار عظیم الجثه در اصل در ایالات "یان"، "زائو" و "کین" در فصول مختلف سال در برابر هجوم لشگر های متخاصم، همانند یک دیواره دفاعی و یک اثر نفوذ ناپذیر، برای جلوگيری از يورش قبيله های وحشی به شهرها ساخته شده است.

    این دیوار که در طول حکومت پادشاهان مختلف بارها تعمیر و بازسازی شده و گسترش یافته است، در حقیقت هنگامی که برای اولین بار بنا شد، به عنوان دژی مستحکم و مستقل به شمار میرفت و پس از آن در هنگام امپراطوری "کین" به دیوار عظیمی مبدل شد. امپراطور "کین شیهوانگ" پس از متحد شدن ایالات چین، تلاش کرد تا با مرتبط ساختن قسمت های این دیوار در قسمت های شمالی به یکدیگر، حملات لشگریان "هان" دا دور سازد. از آن پس، این دیوار بزرگ به عنوان بنای یادبود ملت چین در طول تلریخ، بر شمرده می شده است. دیدار و گشت و گذار از این دیوار ، همانند سفری به گذشته های تاریخ است. زیرا در هر قدمی که بر میدارید، با یکیاز شاهکارها و عجایب معماری روبرو می شوید.

    معماری و ساختمان دیوار
    نحوه ساخته شدن این دیوار بسیار جالب است. در ساختن این دیوار، از مصالح و نیروهای انسانی بیشماری از جمله سربازان، زندانیان و مردم بومی استفاده شده است. دیوار چین سمبل و نشانه بارزی از خرد، پشتکار و سر سختی مردم چین است.

    اما يكی از نكات جالب توجه كه در ساخت اين ديوار وجود دارد، استفاده از آرد برنج در ساختار آجرهای آن است. به اين شكل كه معماران و طراحان ديوار چين برای آنکه به آجرهای ديوار استحكام بيشتری ببخشند، به تركيبات سازنده آن، آرد برنج نيز افزودند تا دوام و قدرت ديوار را افزايش دهند.

    در قسمت های مختلف دیوار تفاوت نژادها و قوم های مختلف به نحو بسیار چشمگیر و باور نکردنی، قابل مشاهده است. قسمت اعظم این دیوار که امروزه شاهد آن هستیم، در زمان امپراطوری "مینگ" ساخته شد. که از گذرگاه shanhaiguan در شرق چین شروع شده و تا گذرگاه jiayuguan در غرب ادامه دارد که در این میان از استان های Liaoning ، Hebei ، Beijing ، Tianjin ، Shanxi ، Inner Mongolia ، Ningxia ، Shaanxi و Gansu عبور می کند.

    نگهداری و محافظت از دیوار
    آکادمی دیوار بزرگ چین، برای محفظت از این اثر باستانی تاسیس شده است. پس از بررسی و تحقیقی که بر روی این دیوار در استان های مختلف انجام شد، در تاریخ 12 دسامبر 2002 میلادی، مسئولین این آکادمی اعلام کردند که بلایای طبیعی از یکسو و تخریب و ویرانی به دست افراد از سویی دیگر باعث شده است که تنها 30 درصد از این دیوار از شرایط خوب و قابل قبولی برخوردار باشد. این تحقیق به مدت 45 روز، بر روی 101 قسمت مختلف دیوار انجام شد.

    دیوار چین (China Great Wall)



    سابقه فرهنگی دیوار
    این دیوار نمادی قابل توجه از فرهنگ مردم چین به شمار میرود. در این دیوار ترکیبی از سمبل های مردمی و اسطوره های چین به چشم میخورد. اما زیباترین و درعین حال غم انگیز ترین افساته ای که دراینباره نقل شده است، درباره فروریختن قسمتی از دیوار به خاطر "منگ چیانگنو" است. وی پس از کشته شدن شوهرش در حین ساخت این دیوار، در غم او بسیار گریست و پس از آن سرگذشت تلخ و غم انگیزی پیدا کرد. این داستان در کتاب ها و ترانه های عامیانه و اپراهای قدیمی نقل شده است و در میان مردم چین، بسیار مشهور است.

    مسافرت در طول دیوار
    اگر تمایل دارید که از این دیوار بازدید نمایید، بهترین منطقه برای شروع، "سیماتای" است که در 110 کیلومتری شمال شرقی بیجینگ (پکن) قرار گرفته است. زیرا این منطقه از دیوار، هنوز هم فرم اصلی و واقعی خود راحفظ کرده، و به علت کمبود وسایل نقلیه عمومی در این ناحیه، از طرف توریست های دیگرهنوز مورد توجه قرار نگرفته است. 

    + نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  |