
اتومبيلى كه امشب باراك اوباما سوار بر آن به كاخ سفيد ميرود آخرين مدل از كاديلاك ليموزين ساخته شده توسط جنرال موتورز است كه صرفا به حمل و نقل رييس جمهور اختصاص دارد و تحت نام Stagecoach توليد ميشود. اين اتومبيل امن ترين اتومبيل دنياست كه در آن از آخرين تكنولوژى ارتباطى نيز استفاده شده است و وزنى حدود 8 تن دارد و به همين علت به آن لقب "هيولا" داده شده است.
با وجود اينكه اطلاعات مربوط به اين اتومبيل قابل انتشار نيست و توسط جنرال موتورز و سازمان امنيت آمريكا حفاظت ميشود گفته ميشود كه لايه اى محافظ از جنس فولاد، آلومينيم، تيتانيم و سراميك به قطر 8 اينچ (20 سانتيمتر) بر روى بدنه آن قرار دارد كه باعث ميشود وزن هر در آن با يك در كابين بوئينگ 747 برابرى كند، شيشه هاى اين اتومبيل از جنس ضد گلوله و به قطر 5 اينچ (12.7 سانتيمتر) ميباشند، هواى داخل كابين نيز تصفيه شده و سرنشينان را از حملات شيميايى محافظت ميكند. با وجود اينكه عمر مفيد هر كدام از اين اتومبيل ها حدود 10 سال است با شروع هر دوره رياست جمهورى با مدل جديدتر تعويض ميشوند و مدل هاى قديمى تر آنها براى حمل معاون اول رييس جمهور استفاده ميشوند.
موزه هنرى فورد شامل بزرگترين كلكسيون از ليموزين هاى روساى جمهور آمريكاست اما ليموزين مربوط به دوره جرج بوش به علت مسايل امنيتى در آن جاى نخواهد گرفت زيرا از 11 سپتامبر 2001 به تقاضاى سرويس امنيتى ايالات متحده ليموزين هاى رياست جمهورى پس از پايان هر دوره نابود ميشوند تا اسرار امنيتى آنان فاش نشود.

نمایی از تاج آخرین شاه ایران محمدرضا پهلوی. تمامی سطح آن پوشیده شده از الماس، زمرد، یاقوت، مروارید و سنگهای قیمتی دیگر است که بر روی بدنه ای از طلای ناب کار شده اند.
در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جتهای روسی به این هواپیما نزدیک شدند، خلبانان جتهای روسی نمیدانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.
گفته میشود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگندههای روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوریهای زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جتها همچنان ، هواپیما را همراهی میکردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند.


بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روسها را بربر دانست و کار آنها را «جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود» تلقی کرد. تنش بین ابرقدرتهای به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آمادهباش نظامی قرار گرفته بودند.
در یک شب سرد در 26سپتامبر سال 1983، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف (Stanislav Yevgrafovich Petrov) یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست میداد و آسمان شوروی را پایش میکرد... کمی از نیمهشب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است!
پروتکل نظامی از پیش تعریف شده روسها در چنین شرایطی این بود که همه سلاحهای اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود. صدای آلارمها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش میرسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکاییها به وسیله ماهوارههای روسی همه جا روشن بودند.
ولی پتروف حس میکرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشکهایش استفاده میکند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روسها نمیدهد. لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شد و همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشکهای دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند.
پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزهاش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بیشک موجب مرگ میلیونها نفر میشود.
پتروف کار اول را انجام داد!
با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است.همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود.پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند.
ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمیکردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در میآمد ، جان میلیونها نفر از شهروندان شوروی را به خطر میانداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه! تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد. قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان «مردی که دنیا را نجات داد» ساخته شود.

هیچ کس نمیداند که اگر پتروف ،آن افسر 44ساله ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی میافتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر میشد چه تصمیمی میگرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسانها شده است.
عقیده متخصصین بر این است که این دست نوشته 80 صفحه ای که نسخه ای از Grosse Fuge - نوعی کوارتت زهی - برای پیانو است، توسط شخص بتهوون نوشته شده است. تاریخ این نوشته مربوط به آخرین ماههای حیات این موسیقی دان برجسته و زمانی است که او کاملا ناشنوا شده بوده است. این اثر بنا به گفته محققین یک "کشف فوق العاده" و "بسیار با اهمیت" شناخته شده است.
این قطعه گمشده در ماه جولای، توسط هیتر کاربو (Heather Carbo)، کتابدار کتابخانه مدرسه دینی پالمر Palmer، که مشغول تمیز کردن قفسه آرشیو بود، یافته شد. او گفته است: "این نوشته همانجا روی قفسه بود، من کاملا شوکه شده بودم، من چیزهایی درباره یک دست نوشته بتهوون شنیده بودم، بنابر این بلافاصله چیزی را که یافته بودم تشخیص دادم."
سرگذشت این دست نوشته از زمانی که در سال 1890 در برلین نوشته شده است یکی از اسرار تاریخ موسیقی به شمار می رفته است. بنا به گزارش نیویورک تایمز، اکثر نتها با جوهر قهوه ای نوشته شده اند و با دستی خشمناک در گوشه و کنار پراکنده شده اند. این قطعه دارای خط خوردگیها و اصلاحات فراوان است.
دست نوشته Grosse Fuge به عنوان قطعه پایانی کوارتت زهی در سی (B) ماژور و در حدود 130 سال پیش، تکمیل شده است. بتهوون نوشتن این کوارتت را در ماه مه (اردیبهشت) 1825 آغاز کرده و آنرا در سپتامبر(شهریور) همان سال به پایان رسانده است. این اثر بین موسیقیدانان شهرت بدی دارد زیرا اثری بسیار مشکل است و گفته میشود هنگامی که برای اولین بار به اجرای عمومی درآمده است، شنوندگان تنها برای دو موومان آن تقاضای تکرار کرده اند. اما با وجود انتقادهای شدیدی که در آن زمان از این اثر شد، امروز آنرا به عنوان یکی از مهمترین کارهای بتهوون میشناسند.
این آهنگساز بعدها یک نسخه مخصوص پیانو از این اثر تهیه کرد، که همان نسخه یافته شده در پنسیلوانیا است. یکی از مسئولین حراج مهم آثار هنری سوتبی (Sotheby)، گفته است که در اسناد موجود تنها یک شرح کوتاه از این قطعه وجود دارد و آن هم در یک کاتالوگ سال 1890 است و محققین آثار بتهوون هرگز چیزی درباره آن شرح نداده اند. این کشف، لزوم یک ارزیابی مجدد درباره این موسیقی شگفت آور را به وجود آورده است.
ماینارد سولومون (Maynard Solomon)، شرح حال نویس و یک متخصص بتهوون با شهرت جهانی، بعد از دیدن صفحاتی از این دست نوشته آنرا کشفی بسیار مهم خواند و گفت: " این دست نویس در شرایطی عالی است و حاوی تعداد زیادی قطعات جذاب بوده و میتواند موضوع بسیاری تحقیقات و تحلیلهای مهم باشد زیرا یافته شدن آن، یک خلا اطلاعاتی بزرگ در تاریخ آهنگسازی این هنرمند را پر نموده است و یکی از آثار مهم بتهوون است."
این قطعه که دارای اصلاحات، پاک شدگیهایی که موجب دویدن جوهر و سوراخ شدن کاغذ شده اند و دوباره نویسی های متعدد است و همچنین صفحاتی که بعد نوشته شده و در محل مناسب، در بین صفحات چسبانیده شده اند، میزان وسواس و دقت او را در تجدید و اصلاح موسیقی اش نشان میدهد. حالات روحی بتهوون هم در شیوه نوشتن او کاملا مشهود است زیرا هرچه موسیقی قدرتمندتر و شدیدتر میشود، نتها هم درشت تر نوشته شده اند.
ریچارد کریمر (Richard Kramer)، موسیقی شناس دانشگاه نییورک گفته است: "آنچه این سند به ما داده است، بینشی نادر در روند غیرقابل دسترسی و ناشناسی تصمیم گیری است که در طی آن موومانهای این کوارتت بسیار پیچیده به اثری برای دو نوازی پیانو تبدیل شده است."
این دست نوشته آخرین بار در سال 1890، در حراجی در برلین دیده شده است و در طی آن توسط یک کارخانه دار و سازنده سرودهای روحانی به نام ویلیام هوارد دوان William Howard Doane، خریداری شده است
شاید برای بسیاری از ما چرتکه فقط وسیله ای تزئینی بر دیوار مغازه هایی که علاقه خاصی به نوستالوژی کسب و کار خود دارند باشد.شاید نسل های قبلی خاطره ای از این ماشین حساب قدیمی و مرسوم در ایران داشته باشند.اما این خاطره برای افرادی آن سوی مرزها با وسیله ای به نام ماشین حساب کورتا ، تجلی پیدا می کند. منبع اصلی این مطلب به زبان انگلیسی

ماشین حساب کورتا ، ماشین حسابی است:
-کاملا مکانیکی و بدون هیچگونه باطری و یا وسیله الکتریکی
-طراحی شده بوسیله Curt Herzstark در سال 1938 و تکمیل شده در کمپ زندانیان!
-شناخته شده به عنوان موثرترین وسیله حسابرسی قبل از ورود ماشین حساب های دیجیتالی
-ترکیبی از زیبایی ، هنر مهندسی و پیچیدگی فنی

صراحی سازیست از خانواده سازهای آرشه ای بم خوان که اندازه آلتو آن صدایش نزدیک به سازهای خراسان است. صراحی از خانواده کمانچه و قژک بوده و امکانات سازهای خانواده ویلن را از نظر نوازندگی و وسعت صدا داراست.
این ساز در شهریور 1387 توسط استاد محمدرضا شجریان طراحی و ساخته شده و به دلیل شباهت آن به صراحی، استاد شجریان این نام را برای این ساز برگزیده اند. صراحی مانند خانواده ویولن می تواند هشت اندازه متفاوت داشته باشد. فعلا بیشترین نیاز ما چهار اندازه سوپرانو، آلتو، باس و کنترباس آن است که هر 4 نوع آن طراحی شده است.
ویژگی ارزنده ای که این خانواده بر خانواده ویولن خواهد داشت ، امکان تعویض صفحه پوستی آن است که باعث تغییر در رنگ صوتی این ساز می گردد. این صفحه ، پوستی و گاه پوست همراه با چوب بوده که بر روی گلدونی چوبی تعبیه شده و حکم تارهای صوتی ساز را دارد و در مدت 2 دقیقه قابل تعویض است .(منبع)

در حدود 6 ثانیه طول می کشد تا به آرامی نفس عمیق کشیده و به سرعت هوا را بیرون دهید. بازوها را کشیده و صورت خود را بد شکل کنید و چشمان را نیمه باز و باریک کرده و حتی قطره ای اشک بریزید.همه این حرکات برای کشیدن خمیازه است که تمامی حیوانات مهره دار به وفور در طول روز انجام می دهند. ده بار در ساعت، به خصوص در ابتدای صبح و اواخر شب. آیا خمیازه به معنای خستگی ، کسل بودن یا حتی تلاشی برای ایما و اشاره به دیگران است؟ اطلاعات کمی راجع به این عملکرد وجود دارد اما شاید این تصور که خمیازه به معنای نیاز به خواب و استراحت است چندان صحیح نیست. درست است که افراد اغلب زمانی که آماده برای خوابیدن هستند خمیازه می کشند، اما این کار در ابتدای صبح یا بقیه ساعت های روز هم اتفاق می افتد و وقوع آن وابسته به فاکتورهایی نظیر سطح تحریک، گیجی یا حتی دیدن افرادی در حال خمیازه کشیدن است.

به دلیل اینکه در هنگام تنفس ، اکسیژن بلعیده و دی اکسید کربن بیرون داده می شود ، تئوری های گذشته مدعی بود که دلیل خمیازه پاسخ به نیاز اکسیژن و دفع دی اکسید کربن است. اما این تئوری بعد از مشاهده نتیجه یک مطالعه در سال 1987 منسوخ شد. در این مطالعه ثابت شد که افراد با سطح بالای اکسیژن ، کمتر از دیگران خمیازه نمی کشند یا حتی افراد با دی اکسید کربن بالا بیش از دیگران خمیازه نمی کشند. پس بهتر است قبل از هر گونه توضیح راجع به این فرایند دو نکته را به خاطر داشته باشیم که :
خمیازه کشیدن حتی زمانی که سطح اکسیژن ود ی اکسید کربن در حد نرمال است اتفاق می افتد.
خمیازه کشیدن باعث تحریک دیگران به این امر می شود(یعنی به نظر می رسد که مسری باشد.)
افزایش میزان خمیازه در پاره ای از بیماری ها که عملکرد مغز را تحت تاثیر قرار داده است مشاهده شده است. شروع خمیازه در جنین از هفته 11 اتفاق می افتد.
تئوری ها
بعضی از منطقی ترین نظریه ها راجع به علت خمیازه در ادامه بیان می شود اما صحت هیچ کدام تاکنون ثابت نشده است.
1-خمیازه باعث کشیدگی ریه ها به سمت بیرون و اطراف بافت ها می شود و به این ترتیب مانع از افتادگی راه های هوایی بسیار باریک می شود. این نظریه می تواند علت خمیازه را که اغلب در موقع کم عمق شدن تنفس اتفاق می افتد توجیه کند. (مثل زمان خستگی، کسل شدن یا بیدار شدن از خواب)
2- خمیازه باعث توزیع ماده ای شیمیایی به نام سورفکتانت می شود. سورفکتانت ماده ای چسبنده است که سطح کیسه های هوایی را پوشانده و باعث باز نگه داشتن آنها می شود. عملکرد و مقدار مناسب این ماده برای توانایی جنین در بیرون آمدن از رحم ضروری و حیاتی است. این نظریه علت خمیازه جنین را دردوران رشد توجیه می کند.(خمیازه باعث آمادگی جنین برای تنفس می شود)

3- به دلیل اینکه خمیازه باعث کشیدگی ماهیچه ها و مفاصل و افزایش سرعت قلب می شود، ممکن است به عنوان عاملی برای افزایش هوشیاری به خصوص بعد از دوره استراحت نیز توصیف شود. این نظریه می تواند توجیه کند که چرا ورزشکاران و موزیکدانان حرفه ای درست قبل از افزایش تمرکز و فعالیت خمیازه می کشند.
4- خمیازه می تواند ارتباطی غیر کلامی با دیگران را – به معنای اعلام زمان استراحت و کنار گذاشتن فعالیت روزانه- به همراه داشته باشد. دربین نوعی خاص از میمون ها ، کشیدن خمیازه طولانی به معنای اعلام زمان خواب است. برای انسانها نیز این عمل می تواند به معنای نیاز به خواب و استراحت باشد.
5- خمیازه می تواند سیستمی هشدار دهنده برای اعلام نیاز به استراحت باشد. مثلا ممکن است در هنگام رانندگی این عمل هشداری برای متوقف شدن باشد.
چرا خمیازه مسری است؟
ممکن است این یک نیروی پیشنهادی باشد که باعث شود بعد از دیدن فردی در حال خمیازه باعث خمیازه کشیدن شود. اگر نظریه مربوط به ارتباط گروهی غیرکلامی صحیح باشد، مثلا درمورد بابون ها(نوعی خاص از میمون ها)سرایت خمیازه ممکن است پدیده ای برنامه ریزی شده ، ژنتیکی و خود مختار باشد.
خمیازه به عنوان نشانه ای از بیماری: باور داشته باشید یا نه اما باید گفت که این ادعا تا حدودی صحیح است.
خمیازه بیش ازاندازه –اگرچه به ندرت به عنوان اولین نشانه - در بین افراد مبتلا به فلج چندگانه، بیماری لوگریک(نوعی بیماری که باعث تباهی سلولهای عصبی مسئول حرکت ماهیچه ای می شود)، آسیب های ناشی از رادیولوژی و در بین افراد تحت درمان پارکینسون مشاهده شده است.همچنین در موارد نادری می تواند نشانه ابتلا به سردرد میگرنی باشد. از طرف دیگر خمیازه در بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی کمتر اتفاق می افتد. دلیل خمیازه بیش از اندازه و یا کمتر از اندازه در بعضی از بیماری ها نا مشخص است. محققان می گویند که تحریکات الکتریکی در بخش هایی خاص از مغز می تواند باعث تحریک خمیازه شود. بعلاوه ماده شیمیایی ویژه ای در مغز (حاوی دوپامین و ACTH )در خمیازه کشیدن موثر است. خمیازه به ظاهر پدیده ای ساده به نظر می رسد اما در حقیقت رفتاری پیچیده با دلایل نامشخص است.
حرف آخر: اگر مخاطب شما یا کسی که در کنار شماست شروع به خمیازه کشیدن کرد، شما نیز می توانید همین عمل را تکرار کنید اما به خاطر داشته باشید که نوعی ارتباط غیر کلامی به معنای تنها گذاشتن وی برای استراحت نیز می باشد.
در گذشته های دور، پيش از رواج اتومبيل، روش عمده مسافرت و نقل و انتقال در آمريکا گاری و اسب و درشکه بود. فاصله بسيار زياد تا اماکن رای گيری و سرعت کم باعث می شد تا بسياری از مردم يک روز از وقت خود را صرف رفتن به محل رای گيری کنند و يک روز هم طول می کشيد تا به خانه بازگردند. کنگره روز سه شنبه را برگزيد تا اين رفت و آمد با تعطيلات مذهبی و روز استراحت مردم تداخل پيدا نکند. بنابراين مردم روز دوشنبه و چهارشنبه را معمولا در راه بسر می بردند.

علت اينکه انتخابات را در ماه نوامبر برگزار می کنند اين است که جامعه آمريکا اساسا يک جامعه کشاورزی بود. در اين ماه دروی محصول به پايان می رسيد، و هوا هم هنوز چندان سرد نبود که کسی نتواند خود را به نزديک ترين محل رای گيری برساند.
بنا بر نظر خانم Ara Barak حرکت خزنده مارهای خانگی وی بر روی بدن افراد، احساس آرامش و لذت بخشی را به آنان القا می کند. تمامی این مارها غیر سمی بوده و وی از مارهای کوچک برای ماساژ صورت و از مارهای بزرگتر برای ماساژ کمر و پشت استفاده می کند. بنا به گفته Ara، وی زمانی به این موضوع پی برد که متوجه شد دوستان وی با در دست گرفتن این مارها احساس آرامش می کنند! هزینه این نوع جدید ماساژ! چیزی در حدود ۳۰ پوند می باشد. (منبع)


تحقيقات تازه در آمريکا نشان داده که دليل در خاطر ماندن برخی آهنگها و ترانه ها اين است که باعث "خارش" مغز می شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می شود. در آلمان، اين نوع آهنگها که به "کرم گوش" معروفند معمولاً دارای مضمونی شاد و ترجيع بندی تکرار شونده اند و حالتی ميان گيرا و عصبی دارند.

به گفته پروفسور جيمز کلاريس از کالج مديريت تجاری دانشگاه سينسيناتی آمريکا، آهنگهايی مانند "وای ام سی ای" اثر گروه "مردم روستا" (Village People)، "ماکارينا" اثر "لوس دل ريو" و "چه کسی سگها را ول کرد" (Who Let The Dogs Out) اثر "باها من" را از جمله اين دسته آهنگها می داند.
پروفسور کلاريس به بی بی سی گفت: "خارش ذهنی استعاره ای است برای توضيح چگونگی در خاطر ماندن آهنگها، برخی آهنگها دارای خواصی مشابه هيستامينها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن توليد می شوند) هستند و باعث خارش مغزی می شوند."
موذی و گوشخراش
به گفته وی تنها راه خاراندن اين خارش ذهنی اين است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنيم. پروفسور کلاريس نتايج اوليه تحقيقات خود درباره "کرم گوش" را در همايشی در زمينه روانشناسی مصرف کنندگان عرضه کرد و گفت تقريباً همه انسانها گاه و بيگاه دچار خارش ذهنی می شوند.
او گفت: "در طول مطالعات دريافتم که نود وهفت تا نود ونه درصد جمعيت در مقطعی زمانی در برابر کرم گوش آسيب پذيرند، اما مسلماً برخی از مردم آسيب پذيرتر از سايرينند؛ زنان معمولاً بيشتر در معرض آنند و موسيقيدانها بيش از ساير افراد دچار آن می شوند."
اين تحقيقات بخصوص برای صنعت موسيقی پاپ که در پی رونق بازار است و همچنين برای توليدکنندگان آگهيهای تجاری جالب است که معمولاً برای فرو کردن نامهای تجاری در مغز مصرف کننده از قطعات گيرا و کوتاه استفاده می کنند.
کريس اسميت که حرفه اش تصنيف چنين قطعاتی است می گويد هم در توليد آگهی و هم آهنگهای پاپ بايد قطعه ای ساخت که وقتی شنيده شد براحتی و بسرعت فراموش نشود. به گفته وی، يکی از عناصر اصلی کرم گوش، عنصر تکرار است و حفظ نغمه ای با محتويات متغير و گوناگون آسان نيست. کريس اسميت کرم گوش را برای مقاصد نغمه ای می دانند که مردم بتوانند سريع حفظ کنند و همانطور که در خيابان قدم می زنند تکرار کنند، البته به قيمت خرد شدن اعصاب بقيه مردم.
زدودن کرم گوش
به گفته آقای اسميت، حتی بزرگترين موسيقيدانها هم از کرم گوش رنج برده اند؛ برای مثال، فرزندان موزارت عادت داشتند زير اتاق او شروع به نواختن آهنگی روی پيانو کنند اما پيش از پايان آهنگ دست از نواختن بکشند که اين کار موزارت را "ديوانه" می کرد، تا آنجا که به طبقه پايين می دويد و قطعه را تمام می کرد چون نمی توانست به قطعه ای ناتمام گوش کند.
پروفسور کلاريس می گويد تحقيقات او نشان داده است که هيچ معياری برای ايجاد کرم گوش وجود ندارد و واکنش آدمها به نغمه های مختلف متفاوت است. به گفته وی، زدودن چنين آهنگهايی از مغز هيچ تضمينی ندارد، هرچند برخی از مردم ادعا می کنند اگر آهنگ را تا به آخر گوش کنيد گاه مؤثر است و آهنگ را از ذهن خارج می کند. ( منبع )

به گزارش خبرگزاري شينهوا، «توینكل ژی ودي» (Twinkle Dwivedi) دختر نوجوان هندي است كه بدون هيچ خراش يا زخمي بر روي پوست بدنش، خونريزي دارد. هنگامي كه گريه ميكند، به جاي اشك، خون از غدد اشكي چشمانش ميچكد. علاوه بر اين از گردن، بيني و كف پاهايش نيز خون ترشح ميشود.
اين دختر 13 ساله ميگويد: اين موضوع اولين بار باعث ترس من شد، اما بعد به آن عادت كردم. خون، كثيف است و تمامي لباسهاي من هميشه خونآلوده هستند، در مدرسه هيچكس به من نزديك نميشود، تا با هم بازي كنيم. من هيچ وقت نميتوانم گريه كنم و هميشه جلوي گريه خودم را ميگيرم، تا خون جاري نشود.
بر اساس گزارشات و آزمايشات صورت گرفته به روي اين دختر، وي از ژوئيه سال 2007 ميلادي براي اولين بار از راه دهانش خونريزي داشت و از همان زمان اين خونريزي ادامه دارد. ابتدا پزشكان گمان كردند، خونها از زخمي ناشي ميشود، اما چند هفته بعد اين خونريزي از منافذ پوست سر وي هم ادامه يافت. پزشكان انستيتو تحقيقاتي هند بر اين عقيدهاند كه اين دختر به بيماري كمبود پلاكت خون مبتلاست و بر همين دليل بدنش قادر به تامين پلاكت به ميزان كافي نبوده و از اين روست كه خون از منافذ بدنش ناخواسته خارج ميشود.

«توینكل» 13 ساله همراه با سه خواهر و والدينش در روستاي عالم باغ در شهر لاك نو در ايالت اوتارپرادش هند زندگي ميكند.
یوایشیرو نامبو (دانشمند ژاپنی تبار از آمریکا)، ماکوتو کوبایاشی و توشی هیدی ماسکاوا (هر دو از ژاپن) برندگان امسال جایزه نوبل در رشته فیزیک هستند. این سه پژوهشگر، چارچوب ریاضی را مطرح ساختند که از طریق آن میتوان بهتر از گذشته رابطه میان ذرات تشکیلدهنده جهان را توضیح داد.

Makoto Kobayashi, left, and Toshihide Maskawa, both of Japan, and Yoichiro Nambu, of the University of Chicago’s Enrico Fermi Institute, received the Nobel Prize in Physics (2008)
تقارن و تناسب
اکثر دانشمندان شیفته تناسب و تقارن در طبیعت زنده و کیهان هستند. مکانیک نیوتنی بر پایه تقارن شکل گرفته است. بهطور نمونه، قانون کنش و واکنش بر پایه تناسب نیروها بنا گشته است. در فیزیک، بسیاری از پدیدههای پیچیده از طریق برقراری امور قرینه قابل فهم و بیان است.
زمانی که نامبو نظرات خود را درباره ذرات زیر اتم، به نام "کوارک" مطرح ساخت، با ناباوری و بد فهمی همکاران خود روبرو شد. کوارکها، با انواع مختلف خود، پایهای برای شکلگیری اتم و ماده به حساب میآیند.
در میانه قرن بیستم، فیزیکدانها با این پرسش مواجهه شدند که چرا در میان ذرات شناخته شده، برخی از آنان، به نام "پیون"، سبکتر از دیگر ذرات هستند؟ اما هیچکس پاسخی برای این پرسش نداشت. نامبو نخستین دانشمندی بود که در آنزمان برای تعیین وفهم ویژگی ذرات زیر اتمی، مسئله تقارن را مطرح ساخت. به نظر نامبو، ذرات در زمانی تقارن و تناسب خود را از دست میدهند و یا به زبانی دیگر این تقارن درهم شکسته میشود. برای تصور ذرات بیتقارن میتوان فرفره در حال چرخش را در نظر گرفت. تا زمانیکه انرژی کافی برای چرخش وجود دارد، از ثبات و تقارن برخوردار بوده و بر محور خود ایستاده است ولی با پایان انرژی، از چرخش باز میایستد و بر پهلو میافتد. در این لحظه، ناگهان تقارن شکسته میشود. نامبو، برطبق این فرضیه، بعدها مدل نظری را بنیان نهاد که قادر به توضیح اختلاف وزن بسیار کم ذرات پیون بود.
ماده و ضدماده
در حالحاضر "شکست ناگهانی تقارن" یکی از تئوریهای مهم و پایهای نظری برای فیزیک مدرن است. این مدل نظری، هماکنون برای توضیح پدیدههای مختلفی بهکار گرفته میشود. بطور مثال میتوان به رابطه متقابل میان ماده و ضدماده اشاره کرد. بنا به نظر کوبایاشی و ماسکاوا، پژوهشگران ژاپنی، در آغاز پیدایش جهان، در زمانی که انفجاری عظیم رخ داد، (مهبانگ) ماده و ضدماده هم زمان به یک مقدار بوجود آمد، اما سرانجام فزونی ماده بر ضدماده سبب پیدایش جهان شد.
ماده و ضدماده که از ذرات کوچک کوارک بوجود آمده اند، دارای بارهای الکتریکی مثبت و منفی هستند و در شرایط عادی همدیگر را خنثی میکنند. اما در آغاز پیدایش جهان، همین برهم خوردن تقارن و تناسب، سبب ازدیاد بسیار کم ماده بر ضدماده شد و امکان پیدایش جهان و سپس حیات را فراهم ساخت.
ماسکاوا به همراه همکار خود کوبایاشی، در دهه هفتاد مقالهای را تدوین کرد که باعث شهرت جهانی هر دو شد. در این مقاله، آنان به سومین نسل از ذرات کوارک پرداختند و بطور نظری آنرا اثبات کردند. اما چهارسال بعد، آزمایشات عملی نظر آنان را تایید کرد.
اولین کسی که به طور جدی در باره رنگین کمان مطالعه کرد رنه دکارت بود . قبل از دکارت کسانی مانند قطب الدین شیرازی یا تيودوريك در این باره تحقیق کرده بودند . دکارت با توجه به قوانین شکست همزمان ولی به طور جداگانه از اسنل ( بنیان گذار اصلی قوانین شکست و بازتاب ) به شرح رنگین کمان پرداخت و در سال 1637 نتایج خود را منتشر کرد .

اول از همه توجه كنيــد كـه قطـره هـاي آب در حـال سـقوط كروي شكل اند ، پس به سراغ نحوه برهــم كنـش يـك پرتـو نـور سـفيد ، بـا يـك كـره شـفاف مـي رويـم . اگر كمـي بـــا چگونگي شكل گيري رنگين كمان آشنا باشيد مي دانيــد كـه رنگين كمان اصلي را مجموعه پرتوهايي كه در مرز قطرهوا، دوبار شكسته و يك بــار بـاز تـابيده انـد، مـي سـازند و چـون ضريب شكست آب براي رنگهاي مختلف متفاوت است، نور سفيد در ضمن اين شكســت هـا بـه اجـزاي رنـگياش تجزيـه ميشود، اما نور خورشيد پيوسته است و در تمــام نقـاط رو بـه نور قطره با آن برخورد مي كند كه شرايط بازتاب و شكســت در هر يك از اين نقاط ، متفاوت است.
مثلا پرتو نوري كه راستاي آن از مركز قطره مي گذرد، بدون شكست وارد آن شده و در سوي ديگر باز تابيده مــي شـود و روي همان مسير ورودي بــه بـيرون بـر مـي گردد. بـه عبـارت ديگر پرتو به وسيله قطره 180 درجه تغيير جهت مي دهــد، در مقابل اگر پرتو نور مماس بر قطره به آن بتابد، مي توانيد ببينيد كه هنگام ورود به بيشـترين مـيزان ممكـن مـي شـكند و پرتـو خروجي با پرتو خروجــي بـا پرتـو ورودي زاويـه حـدود 165 درجه مي سازد، بررسي بيشتر نشان مي دهد كه در بين اين دو وضعيت حدي ، زاويه انحـراف زاويـه بيـن پرتـو خروجـي و ورودي از 180 درجه كاهش مي يابد بــه مقـدار كمينـه 138 درجه مي رسد و سپس دوباره تا 165 درجه بالا مــي رود، امـا چون در اطراف مقدار كمينه، تغيـير زاويـه كـم اسـت، بخـش بزرگي از نور فـرودي ، در حـول و حـوش ايـن زاويـه 138 درجه از قطره خارج مي شود. به عبــارت ديـگر ، شـدت نـور خروجي در تمام زوايا يكسان نيست و بيشتر نـور رنگينـي كـه از قطره بيرون مي رود، با جهت تابش خورشيد، زاويه حــدود 138 درجه يا معادل آن 42 درجه مي سازد. البته ايــن زاويـه، بستگي به رنگ پرتو دارد و بين 40 تا 42 درجه براي رنگهاي قرمز تا بنفش متفاوت است. بنابراين مي توان تصور كـرد كـه تنها در زواياي حــدود 42 درجـه ، پرتوهـاي رنـگي بـه طـور مؤثر از قطره خارج مي شوند.
حالا تصور شكل رنگين كمــان، كـار سـاده اي اسـت، فـرض كنيد در بعد از ظــهر ، خورشـيد در حـال تـابش و فضـا پـر از قطره هاي كروي آب است و شما هم پشت به خورشــيد و رو به شرق ايستاده ايد، در اين وضعيت نور رنــگي كـه بـه چشـم شما مي رسد، مجموعه نورهاي خـارج شـده از تمـام قطراتـي است كه خط واصل چشم شما و آنها با راستاي نور خورشيد، زاويه بين 40 و 42 درجه مي سازد.
مكان هندسي اين قطره ها مخروطي بــه رأس چشـم شماسـت كه نيم زاويه رأس آن حدود 42 درجه است. چيزي كه شما از رأس اين مخروطي مي بينيد مقطع آن است، يعني يك نوار دايره اي به پهناي زاويه اي بين 40 و 42 درجه كه رنگهاي قرمز تا بنفش را در خــود جـاي داده اسـت، البتـه سطح افق، اين دايره را قطع مي كند و چون قطـرات آب تنـها در هـوا حضـور دارنـد، شـما تنـها كمـاني از يـــك دايــره را ميبينيد. اين كمان، وقتي پرتو خورشيد موازي با افـق اسـت، يعني هنگام غروب به بيشينه خــود مــي رسـد و بـه نيـم دايـره تبديل مي شود. البته در آســمان و مثـلا از درون هـواپيمـا در شرايط مساعد مي تـوان رنگيـن كمـان دايـره اي را هـم ديـد.
آنطرف رنگين کمان کجاست؟
وقتي در طول بارندگي فقط يك رنگين كمان مي بينيم در واقع چند رنگين كمان وجود دارد؟ پاسخ اين سؤال آنطور كه فكر مي كنيد ساده نيست! وقتي نور وارد يك قطره آب مي شود، در داخل قطره بازتاب كرده، و آنچه به چشم ما باز مي تابد رنگين كمان را تشكيل مي دهد. هر قطره باران، نوري را كه واردش مي شود در تمام جهات ممكن بازتابانده و مي شكند. اولين بار كه نور با قطره برخورد مي كند، يك پرتو كسري از آن نور بازتاب مي كند و و بقية آن در طول قطره حركت مي كنند تا به پشت قطره از سمت داخل برخورد كنند. دوباره، مقداري از نور شكت خورده و مقداري بازتاب مي كند. در هر برخورد با سطح سطح داخلي قطره، مقداري از نور باز مي تابد و در قطره مي ماند، و باقيماندة آن خارج مي شود. بنابراين پرتو هاي نور مي توانند بعد از يك، دو، سه بازتاب داخلي يا بيشتر از قطره خارج شوند.
وقتي شما دو رنگين كمان مي بينيد، اولين يا اصلي ترين كمان در زاوية 42 درجه، با نور قرمز در بيرون و نور بنفش در داخل به طور واضح ديده مي شود. كماان دوم هميشه كم رنگ تر بوده و بواسطة بازتاب دوم با رنگهاي معكوس (بنفش در بيرون و قرمز در درون) در زاوية 51 تشكيل مي شود. اسحاق نيوتن يك معادله رياضي بر حسب اندازه زاوية رنگين كمانها بعد از بازتاب N اُمِ داخل قطره بدست آورد. او معتقد بود كه در بازتاب سوم نور كافي وجود ندارد كه در واقع شخص آنرا ببيند، از اينرو هرگز مسئله را براي 3=N حل نكرد. ادموند هالي، بعد از نامگذاري ستارة دنباله دار هالي، محاسبات را بر دوش گرفت و كشف كرد كه سومين رنگين كمان در زاوية 40 درجه و 20 ثانيه تشكيل مي شود، و شگفت زده شد. اين رنگين كمان نبايستي در مقابل خورشيد تشكيل شود بلكه دور تا دور خورشيد تشكيل مي شود! دو هزار سال بود كه بشر به اشتباه در طرف ديگر آسمان در جستجوي اين كمان بود.
آپتوست یک لغت لاتین است که به معنای مناسب ، مقتضی ،و یا اندازه . یک خودکار آپتوس آخرین ابزار مدرن نوشتن است. تاکومی یوشیدا میخواست تا سلیقه خود را با تابع گرایی محض مخلوط کند. خودکار ، حتما باید خیلی لاغر باشد و این از ویژگیهای قطعی آن است. ما به آن حجمی را اضافه کردیم تا در دستان ما بهتر قرار گیرد.
درمقابل تیوب پلاستیکی یا فلزی ، آپتوس وقتی در دست قرار میگیرد از چهار نقطه تماس بزرگ استفاده میکند (سه نقطه در نزدیکی سر آن و یک نقطه بین انگشت سبابه و شصت ) . ممکن است که ما دیگر از خودکار استفاده نکنیم و با ایمیل مطالبمان را بفرستیم ولی هنوز کسانی هستند که در جاهایی با نوشتن از این طریق ارتباط برقرار میکنند. (منبع)



تا بهحال دقت كردهايد كه ابعاد كاغذ A4 از كجا آمدهاست؟
چرا به جاي اينكه طول و عرض آن اعداد صحيح و رندي باشند، اعداد اعشاري هستند؟ مثلا عرض كاغذA4 ، مساوي 21.02 سانتيمتر و طول آن 29.73 سانتيمتر است. به نظرتان مساحت كاغذ A4 چقدر است؟
با وجود آن كه ابعاد كاغذ A4 به ظاهر اعشاري و بيربط هستند اما مساحت آن دقيقاً 16/1 متر مربع است، يعني 625 سانتيمتر مربع. در واقع طول و عرض اين كاغذ طوري تنظيم شده است كه مساحت مورد نظر را حاصل كند.
حتما ميدانيد كه كاغذهاي خانواده A با افزايش شماره، مساحتشان نصف ميشود. مثلا مساحت كاغذ A4 نصف مساحت كاغذ A3 است. اين نصف شدن مساحت با نصف شدن طول كاغذ انجام ميشود. يعني كاغذ A3 از طول نصف ميشود و تبديل به دو كاغذ A4 ميشود. در واقع عرض كاغذ A3 برابر طول كاغذ A4، و نصف طول A3 برابر عرض A4 ميشود. از طرفي تمام اين كاغذها بايد با هم متناسب باشند. يعني نسبت طول به عرض آنها يكي باشد. با يك تناسب ساده در مييابيم كه كه طول كاغذ بايد 2 √ برابر عرض آن باشد. اين تناسب بين ابعاد كاغذها آرشيو كردن آنها را راحتتر ميكند و همچنين در جريان توليد كاغذ تلفات كمتري به دنبال دارد.
كاغذ A0 به عنوان مبناي طراحي اين كاغذها قرار گرفته است. مساحت اين كاغذ 1 مترمربع است. با توجه به اين كه طول كاغذ بايد 2 √ برابر عرض آن باشد، ابعاد اين كاغذ به صورت 84.09x 118.92 cm محاسبه ميشود.
براي محاسبه ابعاد كاغذهاي ديگر هم كافي است هر بار عدد بزرگتر (طول) را نصف كنيم. (منبع)





بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد
هلال عيد به دور قدح اشارت كرد
|
|
ثواب روزه و حج قبول، آنكس برد كه خاك ميكده ى عشق را زيارت كرد خداش خير دهد آنكه اين عمارت كرد بيا كه سود كسى برد، كاين تجارت كرد كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد نظر به درد كشان از سر حقارت كرد كه كار ديده، نظر از سر بصارت كرد اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد |

محققان اعلام کردند در صورتی که فرد در هنگام خواب در معرض بوی مطبوع قرار بگیرد حس مطبوعی در هنگام خواب به او القاء خواهد شد.
آنها اعلام کردند که بوی مطبوع بر خلاف بوی ناخوشایند بر خواب افراد تاثیر مثبت گذاشته و به آنها احساسی خوشایند در خواب القا می کند. برای انجام این تحقیقات گروهی داوطلب مورد استفاده قرار گرفتند و محققان در مرحله REM از خواب، آنها را به مدت 10 ثانیه در معرض هوای معطر قرار داده و سپس آنها را از خواب بیدار کردند. REM مرحله ایست که در آن بیشترین میزان رویاها توسط فرد دیده می شود.
پس از آن محققان از داوطلبان در مورد محتوای خواب و حسی که در آن لحظه داشتند، پرسیده و میزان تاثیر مثبت بوی مطبوع منتشر شده را بر خواب افراد مشاهده کردند. بر اساس گزارش بی بی سی، محققان بر این باورند که حس بویایی بر خلاف دیگر حسها در هنگام خواب غیر فعال نمی شود زیرا اطلاعات بویایی در این حالت می تواند به منطقه حافظه مغز، هیپوکامپوس راه یافته و ایجاد واکنش احساسی کند. این در حالی است که حسهای دیگر برای رسیدن به این منطقه و ایجاد واکنش باید از دروازه تالاموس عبور کنند که این منطقه از مغز در هنگام خواب بسته خواهد بود.
تحقیقات گذشته در مورد انواع دیگر محرکها در خواب مانند صوت، فشار و یا لرزش نشان داد که این محرکها نیز می توانند بر مفهوم خواب تاثیرگذار باشند اما به گفته محققان اطلاعات در این زمینه کافی نبوده و مطالعات اخیر می تواند پیشرفتی در این مطالعات به شمار رود. (منبع)